گذشته چراغ راه آینده نیست! » پایگاه خبری تحلیلی برزن نیوز
×

فهرست عناوین

true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۳۰ فروردین - ۱۳۹۸  
it is true
true
true
گذشته چراغ راه آینده نیست!
(عبدالصمد محمودی- دکتری ارتباطات و معاون مدیرکل دفتر امور شهری و شوراهای استانداری اصفهان) کنش هایی که بعلت تکرار مداوم در یک حوزه خاص، پس از مدتی تبدیل به معیارهای صدق و کذب می شوند، به گونه ای دیگر کسی را پای گریز از آن ها نیست.

 

میشل فوکو متفکر و فیلسوف فرانسوی اصطلاحی دارد به نام “کنش های گفتاری جدی”، منظور فوکو از این نوع کنش ها؛ کنش هایی است که از نظر شنوندگان بعلت تکرار مداوم آن ها در یک بستر زمانی و تاریخی خاص، پس از مدتی بعنوان یک آگاهی حقیقی تلقی می شوند، به نحوی که شنوندگان آن برای اطلاع از صحت و سقم آن نیازی نمی بینند که به بستر روزمره ای که آن حکم درون آن ادا شده است، روی بیاورند.
به زبان ساده تر، کنش هایی که بعلت تکرار مداوم در یک حوزه خاص، پس از مدتی تبدیل به معیارهای صدق و کذب می شوند، به گونه ای دیگر کسی را پای گریز از آن ها نیست. و البته چنانچه کسی هم در آن حوزه، متفاوت و یا مخالف با گزاره ها و کنش ها صحبت کند، از طریق سیستم و یا گفتمان مسلط طرد می شود.
در واقع، گفتمان مذکور از طریق تولید همین کنش های گفتاری جدی در طول زمان، خود را باز تولید می کند.
با این تفسیر میتوان گفت مدیریت امور شهری در طول سال های متمادیِ گذشته پیرو نوعی گفتمان عمرانی مبتنی بر ساخت و ساز بوده، که اگرچه ریشه یابی حیاتش مرهون واقعیت عقب ماندگی کشور و جبران آن در یک برهه زمانی است، اما بلاشک می توان گفت توسع و همگانی شدنش(یا بهتر است بگوئیم تبدیل شدنش به یک گفتمان مسلط) نیز متاثر از صورتبندی کنش های گفتاری جدی در این زمینه بوده است.
صورتبندی ای که در دل خود سرشار از گزاره های فنی و مهندسی و نگاه محاسباتی بوده و چندان که باید و شاید توجهی به انسان و حقوق شهروندی ندارد. به عبارت دیگر، بیش از آنکه “شهروندبنیاد” باشد، سازه محور و “بتن بنیاد” بوده است. و در واقع بیش از آنکه خود را متعهد و مقید به سامان مناسبات انسانی و شهروندی بداند، تابع منافع مادی و سوداگرایانه خود است.
تداوم این مساله و بازتولید آن در طول سال ها نیز باعث شده تا هویتی مستقل و فارغ از شهروندان برای خود پیدا کند.
در واقع این گفتمان، برای نهادینه کردن خود در عرصه مدیریت شهری تمام دال های معنابخش شهر مانند انسان، حقوق شهروندی، احساس تعلق شهروندی، شفافیت، حاکمیت مردم بر شهر و…. را در طول سال های گذشته تبدیل به دال های تهی، فاقد معنا و کاربرد در امور شهری نموده، و مفاهیم و دال هایی چون بتن، سیمان، پل، بزرگراه، مال و مگامال، برج و… را جایگزین آن ساخته است. بلکه اینگونه بصورتی ناخودآگاه پروژه حذف حقوق شهروندی را در طول زمان رقم بزند!
جالب آنکه کشورهایی که خود آغازگر و مبتکر مدرنیزاسیون بوده اند در افراط در این نوع نگاه و بینش نسبت به امور شهری از ما عقب افتاده اند.
غافل از اینکه به قول مارشال برمن این نوع مدرنیزاسیون یا به تعبیر وی مدرنیسم توسعه نیافتگی ” جهان خود را بر پایه خیالات و رویاهای مدرنیته برپا ساخته، و خود را با تداخل و تقرب به سراب ها و اشباح تغذیه می کند.”
طنز تلخ ماجرا اینست که متولیان این نوع مدرنیزاسیون شهری برای صادق ماندن نسبت به حیاتی که منشا تفکر آن ها بوده است، به ناچار و کم کم به توسعه ای خشن و خام، شکل نایافته و آمیخته به جیغ و جنجال تن می دهند.غافل از اینکه دو بولوار نوسکی در سن پترزبورگ و بولوار پاریس گرچه در شکل و ساخت مانند هم هستند اما به قول برمن دو انسان متفاوت تولید می کنند.
مارشال برمن در کتاب “تجربه مدرنیته” با اشاره به تفاوت های میان سن پترزبورگ و پاریس، اختلاف بنیادین میان داستایفسکی(نویسنده روس) و بودلر(شاعر و نویسنده فرانسوی) را در فهم مدرنیته، ناشی از نوع شهری می داند که این دو در آن قدم می زدند؛ “بودلر که در بطن انقلابی ترین شهر جهان می زیست، هرگز حتی برای لحظه ای در حقوق انسانی خود شک نکرد. او شاید خود را در جهان، غریبه و بیگانه حس می کرد، اما به عنوان یک انسان و شهروند، خیابان های پاریس را خانه خود می دانست. بولوار نوسکی سن پترزبورگ به لحاظ فضایی شبیه بلوار پاریس بود…، اما بلحاظ حقوق اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و معنوی شهروندان فاصله آن ها بی حد و حصر بود.”
و این دقیقا همان چیزی است که شهرداری های کشورهای در حال توسعه کمتر در مدیریت شهری به آن توجه می کنند و باعث شده تا مسیر طی شده و تجربه آنان چندان به مذاق شهروندان خوش نیاید.
طنز ماجرا این که، تجربه مذکور تا امروز حتی نتوانسته برای خود شهرداری ها و حیات اقتصادیشان تداوم و پایداری بیاورد، چه برسد به اینکه بتواند حیات و شادی را برای شهروندانش رقم بزند.
و درست به همین خاطر، به نظر نمی رسد این نوع بینش در حوزه مدیریت شهری بتواند چندان چراغ راه آینده باشد. چرا که به تعبیر شاعر”ذات نایافته از هستی بخش/کی تواند شود هستی بخش”.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false