پنجشنبه , ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۸:۱۸ بعد از ظهر
  • کد خبر 8013
  • خط "ویژه" میدان هفت حوض نارمک، برخلاف عمده میدان های شهر که درواقع فلکه هستند، از گذشته تا کنون به معنای واقعی کلمه، میدان شهری بوده و هست. از دوران کودکی، برای من میدان هفت حوض محلی برای خرید، تفرج و تفریح و خیابان سی متری نارمک هم مسیر پیاده روی خانوادگی بود. محوطه چمنکاری شده میدان، عصرها پر بود از خانواده های پرجمعیتی که دور یک زیر انداز ساده نشسته بودند و تعداد زیادی کودک که وسط آن، فارغ از هیاهوی دنیا به کار خود مشغول بودند. در آن دوران خیابان ها شلوغ نمی شد و حداقل از دید من، خیابان سی متری بسیار زیبا، خلوت، پهن و پر دار و درخت به نظر می آمد. دهه هفتاد که دوران نوجوانی من بود، خیابان دماوند، چهل و شش متری و سی متری نارمک سه مسیر دوچرخه سواری بودند که برای رسیدن به سرخه حصار، میدان (یا همان فلکه) شقایق و میدان هفت حوض طی می کردم. سی متری و چهل و شش متری نارمک جزو اولین مسیرهایی بودند که مسیر ویژه دوچرخه سواری -البته درحد رنگ آمیزی بخشی از پیاده رو- در آن ها تعریف شد و من هم مانند بسیاری از هم سن و سال ها از آن استفاده می کردم. بعدتر مسیر دوچرخه خیابان سی متری با باغچه ای از مسیر اصلی پیاده رو جدا شد اما با جوی های عمیقی که به تناوب مسیر را قطع می کرد و بخصوص با پارک خودرو ها بر روی پل های ورودی منازل، در عمل دوچرخه ها به لاین سواره رو هدایت شدند! از همین رو بعید می دانم که این کار بر اساس یک طرح و مطالعه درست انجام شده باشد. شهر به شدت درحال بزرگ شدن بود و گه گاه پای شلوغی هم به خیابان های شهر باز می شد. به گمانم اولین مسیر خط ویژه در چند مقطع مجزا از دماوند به سمت آزادی کشیده شد و با نرده های بلند و بعدتر با بلوک های بتنی شمال و جنوب شهر را از هم جدا کرد. باز هم در ظاهر، هدف اولویت دادن به حمل و نقل عمومی بود اما در عمل بیشتر، میان پیاده ها فاصله انداخته و در مقابل فرصت طلایی به سواره های نوظهوری داده بودند که در شلوغی های شهر، در تضاد با عقلانیت و منافع عموم و صرفاً برای پیگیری منافع گروه خود از هر وسیله ای، مثلاً موتورسیکلت، کاربردی جدید کشف و رونمایی می نمودند! اگرچه مطالعات متعدد ترافیکی در توجیه این طرح ها تهیه می شد اما همچنان بهره اصلی را این دسته از موتورسواران می بردند که از همان دوره تاکنون، عزمی هم برای ساماندهی آنها وجود نداشت! نیمه دوم دهه هشتاد دیگر شلوغی ها در شهر کاملاً مورد انتظار و بدیهی شده بود؛ اما باز هم به جای فکر کردن به حل مسئله اصلی، چاره را در باز کردن مسیرهای ویژه برای دسترسی های سریع و انبوه به مراکز شلوغ شهر یافته بودند و از این میان، خطوط BRT به عنوان جایگزینِ بخش عمده ی خطوط واحد قدیمی، از خیابان های مهم شهر سر برآوردند. این بار بیشترِ تقاطع های قدیمی شهر به بهانه عدم توقف اتوبوس های تندرو مسدود شدند و برای ساماندهی موتورسیکلت های معمولیِ سازماندهی نشده نیز، درب های آهنی بزرگی نصب شد که البته برای بعضی خواص باز می شد! پای خط ویژه به سی متری ما هم باز شد و یک محله ی پیوسته و ریشه دار را به دو بخش مجزا تقسیم کرد. حالا ما پیاده ها برای رد شدن از خیابانمان باید از هزار و یک جور مانع عبور می کردیم و خودروهای شهروندان معمولی هم که از چهار راه تلفنخانه قصد رفتن به هفت حوض را داشتند باید دردسر یک دور برگردان اضافه را در چهل و شش متری تحمل می کردند. همه اینها برای خط ویژه ای بود که با وجود تراکم زیادِ مسافر، به تعداد کافی اتوبوس برای مسافرانش خریداری نشده و با حذف خطوط قدیمی، تمام نقشه ی ذهنیِ متقاضیان را از حمل و نقل عمومی نابود کرده بود! اطلاع دقیقی از مطالعات پشتیبان این طرح ندارم اما با تجربه ای که از کار در شرکت های مشاور دارم، مطمئنم که توجیهاتِ ترافیکیِ آن، در ظاهر وجه غالب مطالعات بوده و اگر مطالعه اجتماعی هم صورت گرفته باشد، حتما در تایید نتایج آن بوده است! در دهه نود خط ویژه جدیدی در شهر تهران و به همت یک شهردار متخصص راه اندازی شد. مسیر ویژه دوچرخه در بسیاری از خیابان های اصلی شهر طراحی و در برخی نیز مانند خیابان دماوند با جدول، از خطوط سواره و پیاده مجزا شده بود. این بار هم یک خط ویژه دیگر، یک مسیر قدیمی مورد استفاده من را به معنای واقعی کلمه اشغال کرد که بعد از سال ها هنوز هم چند هفته یکبار آن را برای رسیدن به پارک سرخه حصار با دوچرخه طی می کردم. در طول چند سالی که از راه اندازی این خط ویژه گذشته، فقط یکبار از آن عبور کرده و در اولین بریدگیِ جدول، برای همیشه از آن خارج شدم! مشکل قدیمیِ پارک خودرو و جوی های متعددی که دوچرخه سوار باید قبل از رسیدن به هرکدام تقریباً به طور کامل توقف کند، با استفاده تعمیرگاه های مجاور از فضای مسیر به عنوان پارکینگ خودروهای درحال تعمیر و استفاده مغازه ها از آن به عنوان بار انداز و انبار موقت کالاها، تکمیل شده بود! در مسیرهای مرکز شهر هم که این خطوط راه اندازی شده است، اوضاع چندان تفاوتی نمی کند و این خطوط عمدتاً تبدیل به خط ویژه و بعضاً پارکینگ موتورسیکلت شده است. با این وضع فکر نمی کنم که نیاز باشد تا درمورد کیفیت مطالعات پشتیبانِ چنین طرحی توضیح داده شود(هرچند که طرحی جامع و مفصل بوده باشد). اما هفته گذشته طبق معمول صرفاً برای پیاده روی و خرید از مسیر همیشگی سی متری نارمک به سمت هفت حوض حرکت کردم. ظاهراً مامورین شهرداری به شکل خودجوش در محلِ تعدادی از تقاطع های اصلی، نرده های خط ویژه را جمع آوری کرده بودند. بعد از مدتها که دیگر به دیدن نرده های خط ویژه و البته ندیدن زشتی آنها عادت کرده بودیم، دوباره خاطره خیابان سی متری پهن و خلوت دوران کودکی برایم تجدید شد. اتفاقاً هیچ کدام از اهدافی که معمولاً برای توجیه ترافیکی احداث خط ویژه بر شمرده می شود نقض نشده بود. مثلاً اتوبوس ها به سرعت در حرکت بودند، وسایل نقلیه از انواع موتورسیکلت گرفته تا خودروهای سنگین ویژه بدون مشکل عبور می کردند، در باغچه ها عده زیادی روی چمن ها ایستاده یا نشسته بودند و مردم هم بدون مشکل خاصی در پیاده رو به راه خود ادامه می دادند. برخلاف همیشه نیمی از رهگذران که معمولاً می بایست به هزار و یک نفر درمورد ظاهر و باطنشان پاسخ می دادند هم، بدون هیچ مشکلی نه تنها در پیاده رو که سوار بر موتور سیکلت درحال تردد در خیابان بودند! حتی بالاتر از میدان، مرد مسنی درکنار نوازنده، روزی خود را با حرکاتی که در گذشته کودکان وسط زیراندازها اجرا می کردند کسب می کرد و هیچ اتفاق خاصی هم نمی افتاد. این که برداشته شدن چند نرده از وسط خیابان می تواند تا این حد چهره یک خیابان را عوض کند برایم بسیار عجیب بود: هم خیابان بسیار پهن تر و زیباتر دیده می شد؛ هم ارتباط بین بافت های طرفین خیابان به راحتی میسر شده و تردد نیز در برخی از خیابان های متقاطعی برقرار شده بود که پیشتر با خط ویژه از رونق افتاده و تبدیل به پارکینگ خودروها شده بودند؛ هم وسایل نقلیه از موتورسیکلت ها تا اتوبوس ها به شکلی روان در حال تردد بودند. در آخر مایلم همینجا دو درخواست و پیشنهاد خود را ارائه کنم. درخواستم از شهرداری است که حداقل در مورد خیابان سی متری نارمک زحمات خود را کامل کنند و حالا که نبود خط ویژه در بخش هایی از آن منافع خود را نشان داده، نرده های زشت آن را از کل این خیابان برچینند. همچنین برای خط ویژه دوچرخه در خیابان دماوند هم درخواست می کنم که آزادسازیِ لاینِ سواره ی اولِ این خیابان را از مسیر ویژه دوچرخه بررسی کنند که اکنون فقط تبدیل به پارکینگ موتورسیکلت و محوطه تعمیرگاه و انبار کالا شده و هیچ نفعی برای دوچرخه سواران ندارد! اما پیشنهادم به اعضای جامعه مهندسان مشاور که هرکدام از تخصص های آن در زمینه کاری خود انبوهی از طرح های مشابه خطوط ویژه را ارائه و اجرا کرده اند، این است که حتماً از خیابان سی متری نارمک بازدید کنند. در وضعیتی که حتی در و دیوار شهر برای شنوندگان پیامی دارند، از این اعضای سابق طبقه متوسط هیچ ندایی شنیده نمی شود؛ اگر نمی توانند برای مملکتی که همیشه در پروژه هایشان ادعای تعهد و خدمت به آن را دارند، دل از انبوه پروژه های نیمه کاره و بدون دستمزدشان بکَنند، لااقل نتیجه یکی از پروژه های قبلی خود را که نه تنها بی ثمر، که مضر به حال هم نوعانشان بوده و با اندک باد مخالفی بر باد رفته ببینند؛ شاید حداقل از این به بعد در طرح هایشان برای دیگران خط ویژه نکشند!
    خط "ویژه" میدان هفت حوض نارمک، برخلاف عمده میدان های شهر که درواقع فلکه هستند، از گذشته تا کنون به معنای واقعی کلمه، میدان شهری بوده و هست. از دوران کودکی، برای من میدان هفت حوض محلی برای خرید، تفرج و تفریح و خیابان سی متری نارمک هم مسیر پیاده روی خانوادگی بود. محوطه چمنکاری شده میدان، عصرها پر بود از خانواده های پرجمعیتی که دور یک زیر انداز ساده نشسته بودند و تعداد زیادی کودک که وسط آن، فارغ از هیاهوی دنیا به کار خود مشغول بودند. در آن دوران خیابان ها شلوغ نمی شد و حداقل از دید من، خیابان سی متری بسیار زیبا، خلوت، پهن و پر دار و درخت به نظر می آمد. دهه هفتاد که دوران نوجوانی من بود، خیابان دماوند، چهل و شش متری و سی متری نارمک سه مسیر دوچرخه سواری بودند که برای رسیدن به سرخه حصار، میدان (یا همان فلکه) شقایق و میدان هفت حوض طی می کردم. سی متری و چهل و شش متری نارمک جزو اولین مسیرهایی بودند که مسیر ویژه دوچرخه سواری -البته درحد رنگ آمیزی بخشی از پیاده رو- در آن ها تعریف شد و من هم مانند بسیاری از هم سن و سال ها از آن استفاده می کردم. بعدتر مسیر دوچرخه خیابان سی متری با باغچه ای از مسیر اصلی پیاده رو جدا شد اما با جوی های عمیقی که به تناوب مسیر را قطع می کرد و بخصوص با پارک خودرو ها بر روی پل های ورودی منازل، در عمل دوچرخه ها به لاین سواره رو هدایت شدند! از همین رو بعید می دانم که این کار بر اساس یک طرح و مطالعه درست انجام شده باشد. شهر به شدت درحال بزرگ شدن بود و گه گاه پای شلوغی هم به خیابان های شهر باز می شد. به گمانم اولین مسیر خط ویژه در چند مقطع مجزا از دماوند به سمت آزادی کشیده شد و با نرده های بلند و بعدتر با بلوک های بتنی شمال و جنوب شهر را از هم جدا کرد. باز هم در ظاهر، هدف اولویت دادن به حمل و نقل عمومی بود اما در عمل بیشتر، میان پیاده ها فاصله انداخته و در مقابل فرصت طلایی به سواره های نوظهوری داده بودند که در شلوغی های شهر، در تضاد با عقلانیت و منافع عموم و صرفاً برای پیگیری منافع گروه خود از هر وسیله ای، مثلاً موتورسیکلت، کاربردی جدید کشف و رونمایی می نمودند! اگرچه مطالعات متعدد ترافیکی در توجیه این طرح ها تهیه می شد اما همچنان بهره اصلی را این دسته از موتورسواران می بردند که از همان دوره تاکنون، عزمی هم برای ساماندهی آنها وجود نداشت! نیمه دوم دهه هشتاد دیگر شلوغی ها در شهر کاملاً مورد انتظار و بدیهی شده بود؛ اما باز هم به جای فکر کردن به حل مسئله اصلی، چاره را در باز کردن مسیرهای ویژه برای دسترسی های سریع و انبوه به مراکز شلوغ شهر یافته بودند و از این میان، خطوط BRT به عنوان جایگزینِ بخش عمده ی خطوط واحد قدیمی، از خیابان های مهم شهر سر برآوردند. این بار بیشترِ تقاطع های قدیمی شهر به بهانه عدم توقف اتوبوس های تندرو مسدود شدند و برای ساماندهی موتورسیکلت های معمولیِ سازماندهی نشده نیز، درب های آهنی بزرگی نصب شد که البته برای بعضی خواص باز می شد! پای خط ویژه به سی متری ما هم باز شد و یک محله ی پیوسته و ریشه دار را به دو بخش مجزا تقسیم کرد. حالا ما پیاده ها برای رد شدن از خیابانمان باید از هزار و یک جور مانع عبور می کردیم و خودروهای شهروندان معمولی هم که از چهار راه تلفنخانه قصد رفتن به هفت حوض را داشتند باید دردسر یک دور برگردان اضافه را در چهل و شش متری تحمل می کردند. همه اینها برای خط ویژه ای بود که با وجود تراکم زیادِ مسافر، به تعداد کافی اتوبوس برای مسافرانش خریداری نشده و با حذف خطوط قدیمی، تمام نقشه ی ذهنیِ متقاضیان را از حمل و نقل عمومی نابود کرده بود! اطلاع دقیقی از مطالعات پشتیبان این طرح ندارم اما با تجربه ای که از کار در شرکت های مشاور دارم، مطمئنم که توجیهاتِ ترافیکیِ آن، در ظاهر وجه غالب مطالعات بوده و اگر مطالعه اجتماعی هم صورت گرفته باشد، حتما در تایید نتایج آن بوده است! در دهه نود خط ویژه جدیدی در شهر تهران و به همت یک شهردار متخصص راه اندازی شد. مسیر ویژه دوچرخه در بسیاری از خیابان های اصلی شهر طراحی و در برخی نیز مانند خیابان دماوند با جدول، از خطوط سواره و پیاده مجزا شده بود. این بار هم یک خط ویژه دیگر، یک مسیر قدیمی مورد استفاده من را به معنای واقعی کلمه اشغال کرد که بعد از سال ها هنوز هم چند هفته یکبار آن را برای رسیدن به پارک سرخه حصار با دوچرخه طی می کردم. در طول چند سالی که از راه اندازی این خط ویژه گذشته، فقط یکبار از آن عبور کرده و در اولین بریدگیِ جدول، برای همیشه از آن خارج شدم! مشکل قدیمیِ پارک خودرو و جوی های متعددی که دوچرخه سوار باید قبل از رسیدن به هرکدام تقریباً به طور کامل توقف کند، با استفاده تعمیرگاه های مجاور از فضای مسیر به عنوان پارکینگ خودروهای درحال تعمیر و استفاده مغازه ها از آن به عنوان بار انداز و انبار موقت کالاها، تکمیل شده بود! در مسیرهای مرکز شهر هم که این خطوط راه اندازی شده است، اوضاع چندان تفاوتی نمی کند و این خطوط عمدتاً تبدیل به خط ویژه و بعضاً پارکینگ موتورسیکلت شده است. با این وضع فکر نمی کنم که نیاز باشد تا درمورد کیفیت مطالعات پشتیبانِ چنین طرحی توضیح داده شود(هرچند که طرحی جامع و مفصل بوده باشد). اما هفته گذشته طبق معمول صرفاً برای پیاده روی و خرید از مسیر همیشگی سی متری نارمک به سمت هفت حوض حرکت کردم. ظاهراً مامورین شهرداری به شکل خودجوش در محلِ تعدادی از تقاطع های اصلی، نرده های خط ویژه را جمع آوری کرده بودند. بعد از مدتها که دیگر به دیدن نرده های خط ویژه و البته ندیدن زشتی آنها عادت کرده بودیم، دوباره خاطره خیابان سی متری پهن و خلوت دوران کودکی برایم تجدید شد. اتفاقاً هیچ کدام از اهدافی که معمولاً برای توجیه ترافیکی احداث خط ویژه بر شمرده می شود نقض نشده بود. مثلاً اتوبوس ها به سرعت در حرکت بودند، وسایل نقلیه از انواع موتورسیکلت گرفته تا خودروهای سنگین ویژه بدون مشکل عبور می کردند، در باغچه ها عده زیادی روی چمن ها ایستاده یا نشسته بودند و مردم هم بدون مشکل خاصی در پیاده رو به راه خود ادامه می دادند. برخلاف همیشه نیمی از رهگذران که معمولاً می بایست به هزار و یک نفر درمورد ظاهر و باطنشان پاسخ می دادند هم، بدون هیچ مشکلی نه تنها در پیاده رو که سوار بر موتور سیکلت درحال تردد در خیابان بودند! حتی بالاتر از میدان، مرد مسنی درکنار نوازنده، روزی خود را با حرکاتی که در گذشته کودکان وسط زیراندازها اجرا می کردند کسب می کرد و هیچ اتفاق خاصی هم نمی افتاد. این که برداشته شدن چند نرده از وسط خیابان می تواند تا این حد چهره یک خیابان را عوض کند برایم بسیار عجیب بود: هم خیابان بسیار پهن تر و زیباتر دیده می شد؛ هم ارتباط بین بافت های طرفین خیابان به راحتی میسر شده و تردد نیز در برخی از خیابان های متقاطعی برقرار شده بود که پیشتر با خط ویژه از رونق افتاده و تبدیل به پارکینگ خودروها شده بودند؛ هم وسایل نقلیه از موتورسیکلت ها تا اتوبوس ها به شکلی روان در حال تردد بودند. در آخر مایلم همینجا دو درخواست و پیشنهاد خود را ارائه کنم. درخواستم از شهرداری است که حداقل در مورد خیابان سی متری نارمک زحمات خود را کامل کنند و حالا که نبود خط ویژه در بخش هایی از آن منافع خود را نشان داده، نرده های زشت آن را از کل این خیابان برچینند. همچنین برای خط ویژه دوچرخه در خیابان دماوند هم درخواست می کنم که آزادسازیِ لاینِ سواره ی اولِ این خیابان را از مسیر ویژه دوچرخه بررسی کنند که اکنون فقط تبدیل به پارکینگ موتورسیکلت و محوطه تعمیرگاه و انبار کالا شده و هیچ نفعی برای دوچرخه سواران ندارد! اما پیشنهادم به اعضای جامعه مهندسان مشاور که هرکدام از تخصص های آن در زمینه کاری خود انبوهی از طرح های مشابه خطوط ویژه را ارائه و اجرا کرده اند، این است که حتماً از خیابان سی متری نارمک بازدید کنند. در وضعیتی که حتی در و دیوار شهر برای شنوندگان پیامی دارند، از این اعضای سابق طبقه متوسط هیچ ندایی شنیده نمی شود؛ اگر نمی توانند برای مملکتی که همیشه در پروژه هایشان ادعای تعهد و خدمت به آن را دارند، دل از انبوه پروژه های نیمه کاره و بدون دستمزدشان بکَنند، لااقل نتیجه یکی از پروژه های قبلی خود را که نه تنها بی ثمر، که مضر به حال هم نوعانشان بوده و با اندک باد مخالفی بر باد رفته ببینند؛ شاید حداقل از این به بعد در طرح هایشان برای دیگران خط ویژه نکشند!

    راه اندازی سیستم هوشمند و شبانه روزی دوچرخه عمومی در مشهد

    مجتبی بهاروند، اظهار کرد: پیمان‌کار قبلی ایستگاه‌های دوچرخه مشهد، طبق تعهد خود باید ۱۵۰ ایستگاه را در سطح شهر راه‌اندازی می‌کرد اما  تنها کمتر از ۱۰۰ ایستگاه دوچرخه در سطح شهر است.

    وی افزود: یکی دیگر از موارد تعهد، به‌روزرسانی مدام دوچرخه‌های ایستگاه بود که دوچرخه‌های موجود در ایستگاه‌ها سال‌هاست که فرسوده هستند. به‌روزرسانی سامانه دوچرخه نیز یکی دیگر از موارد تعهد است اما این پیمان‌کار تنها به تابلوهای تبلیغاتی و ایستگاه‌های دوچرخه اکتفا کرده بود.

    رئیس کمیسیون عمران، حمل و نقل و ترافیک شورای اسلامی شهر مشهد با بیان اینکه «این ایستگاه‌ها عملا فلسفه دوچرخه همگانی یا اشتراکی را برای شهروندان نداشتند»، عنوان کرد: این پیمان‌کار شرایط سختی را برای دریافت دوچرخه گذاشته بود و دوچرخه‌های ایستگاه قدیمی و فرسوده بودند. در این ایستگاه‌ها، حتی تلمبه دوچرخه نیز وجود نداشت. به طور کلی عملا این ایستگاه‌ها از رده خارج شده بود و هیچ دوچرخه‌سوار زردرنگی در سطح شهر نبود.

    بهاروند ادامه داد: مجموعه شهرداری تذکر و اخطارهایی به این پیمان‌کار داده بود اما متاسفانه تعهدها انجام نشد. شهروندان تقاضای ایستگاه دوچرخه همگانی را از ما داشتند که این مسائل موجب شد تا مجموعه شهرداری قرارداد خود را با پیمان‌کار سابق ایستگاه‌های دوچرخه مشهد لغو کند.

    وی با بیان اینکه «مجموعه شهرداری مشهد طرح جدیدی برای دوچرخه همگانی در سطح شهر دارد»، توضیح داد: ما قصد داریم با طرح جدیدی، تا پایان امسال  ۲ هزار دوچرخه نسل جدید، به‌روز و باکیفیت را با حداقل شرایط تحویل، راه‌اندازی کنیم. ۲۰۰ دستگاه اسکوتر نیز به عنوان پایلوت برای چند مسیر در نظر گرفته‌ شده که در طرح‌های بعدی نیز برای مسیرهای دیگر این کار گسترش پیدا می‌کند.

    رئیس کمیسیون عمران، حمل‌ونقل و ترافیک شورای اسلامی شهر مشهد با اشاره به اینکه «پیمان‌کار جدید این طرح، شرکتی تحت مدیریت الیت است»، بیان کرد: در این طرح، شهروند با حداقل مدرک شناسایی، سپرده جزئی و از طریق اپلیکیشن که طراحی شده است، دوچرخه را تحویل می‌گیرد.

    بهاروند با بیان اینکه «این کار در تهران نیز انجام می‌شود»، خاطرنشان کرد: در این طرح نیاز به ایستگاه‌های عریض و طویل نیست و شهروند تنها با واردشدن به نرم‌افزار و واردکردن کد، قفل دوچرخه مدنظر او باز می‌شود و هرزمان و هرجایی که کارش با دوچرخه به اتمام برسد، وارد سیستم شده و دوچرخه را قفل می‌کند.

    وی افزود: پیمان‌کار این طرح، بعد از مدت زمان خاصی دوچرخه‌های بلااستفاده را جمع کرده و به مناطق پر استفاده می‌برد. این سیستم به صورت شبانه‌روزی انجام می‌گیرد.

    رئیس کمیسیون عمران، حمل‌ونقل و ترافیک شورای اسلامی شهر مشهد اظهار کرد: مردم دوچرخه باکیفیتی می‌خواهند که حداقل سیستم فنی درست را داشته باشد. شهروندان سیستمی می‌خواهند که با حداقل شرایط در آن عضو شده و سهولت دسترسی را به آن داشته باشند.

    بهاروند با بیان اینکه «دوچرخه‌های این طرح، از نوع هوشمند و نسل جدید هستند و شرایط تحویل آسانی دارند»، گفت: در تهران این‌چنین طرحی راه‌اندازی شده و مردم نیز از آن بسیار استقبال کرده‌اند. طرحی که ما قرار است راه‌اندازی کنیم، به‌روزتر و هوشمندتر از طرح تهران است. دوچرخه و سیستم‌های این طرح از نسل چهار هستند.

    منبع: باشگاه خبرنگاران



    مطلب پیشنهادی

    شهر کرج در فهرست ۱۰ شهر برتر نوسازی مسکن معرفی شد

    شهر کرج در فهرست ۱۰ شهر برتر نوسازی مسکن معرفی شد

    رئیس اداره برنامه‌ریزی مسکن و بازآفرینی اداره کل راه و شهرسازی استان البرز از انتخاب شهر کرج به عنوان ۱۰ شهر برتر در زمینه عملکرد کلی نوسازی مسکن در سطح کشور خبر داد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *