به گزارش برزن نیوز، در اقتصادی که بخش قابلتوجهی از تسهیلات بانکی صرف تأمین سرمایه در گردش بنگاهها میشود، یک پرسش مهم مطرح است: آیا برای تأمین مالی زنجیره تولید باید به هر بنگاه وام نقدی جداگانه داد یا میتوان یک اعتبار را میان حلقههای مختلف چرخاند؟ پاسخ به این پرسش، علاوه بر هزینه تأمین مالی، به میزان خلق سپرده، نحوه مصرف منابع و احتمال ورود نقدینگی به بازارهای غیرمولد گره خورده است.
یک نیاز مالی؛ چند وام
در مدل سنتی تأمین مالی، هر بنگاه برای پرداخت بدهی خود به حلقه قبلی زنجیره میتواند به بانک مراجعه کند. تولیدکننده برای پرداخت به قطعهساز وام میگیرد، قطعهساز برای تسویه با تأمینکننده مواد اولیه تسهیلات دریافت میکند و این روند ممکن است در حلقههای دیگر نیز تکرار شود.
فرض کنید یک زنجیره چهارحلقهای شامل معدن، تأمینکننده مواد اولیه، قطعهساز و تولیدکننده وجود دارد و ارزش معامله میان هر دو حلقه ۱۰۰ میلیارد تومان است. در مدل سنتی، ممکن است سه بنگاه هر کدام ۱۰۰ میلیارد تومان تسهیلات دریافت کنند؛ یعنی برای پوشش معاملات این زنجیره، در مجموع ۳۰۰ میلیارد تومان وام پرداخت شود.
مسئله فقط رقم تسهیلات نیست؛ هر وام نقدی، قدرت خریدی ایجاد میکند که الزاماً محدود به همان معامله تولیدی باقی نمیماند.
پولی که میتواند از زنجیره تولید خارج شود
وام بانکی پس از پرداخت، در قالب سپرده در شبکه بانکی قرار میگیرد و دریافتکننده میتواند از آن برای پرداخت بدهی، خرید کالا، معامله ارز یا سرمایهگذاری در بازار داراییها استفاده کند.
البته اعطای وام به معنای چاپ همزمان همان میزان اسکناس یا افزایش مستقیم پایه پولی نیست. بانک تجاری در فرآیند اعطای تسهیلات، سپرده ایجاد میکند؛ اما رشد این سپردهها میتواند نیاز بانکها به نقدینگی و ذخایر برای تسویههای بینبانکی را افزایش دهد. اگر این نیازها به شکل گسترده از منابع بانک مرکزی تأمین شود، مسیر افزایش نقدینگی و فشارهای تورمی میتواند تقویت شود.
از این منظر، هرچه تسهیلات نقدی بیشتر از نیاز واقعی تولید فراتر رود و امکان ورود آن به بازارهای دارایی و غیرمولد بیشتر باشد، ریسک تورمی نیز افزایش مییابد.
اعتبار زنجیرهای چه چیزی را تغییر میدهد؟
اعتبار زنجیرهای با یک منطق متفاوت طراحی شده است. در این روش، به جای اینکه هر حلقه برای پرداخت بدهی خود یک وام نقدی مستقل بگیرد، یک اعتبار در اختیار زنجیره قرار میگیرد و میان بنگاهها منتقل میشود.
برای مثال، تولیدکننده میتواند اعتبار ۱۰۰ میلیارد تومانی را بابت خرید قطعه به قطعهساز منتقل کند. قطعهساز همان اعتبار را برای تسویه بدهی خود به تأمینکننده مواد اولیه به کار میگیرد و اعتبار در زنجیره به حرکت خود ادامه میدهد.
در نتیجه، همان اعتبار ۱۰۰ میلیارد تومانی میتواند چند معامله متوالی را پوشش دهد، بدون اینکه برای هر مرحله الزاماً یک وام نقدی جدید ایجاد شود.
یک اعتبار، چند معامله
نکته مهم این است که گردش اعتبار زنجیرهای به معنای خلق ۳۰۰ میلیارد تومان ثروت با یک اعتبار ۱۰۰ میلیارد تومانی نیست.
در یک زنجیره تولید، معاملات میان حلقهها مراحل مختلف تأمین یک محصول را تشکیل میدهند. مزیت اصلی اعتبار زنجیرهای این است که یک تعهد مالی واحد میتواند در چند مرحله دستبهدست شود و در نهایت، تسویه نقدی در انتهای زنجیره انجام گیرد.
در چنین ساختاری، آنچه بین بنگاهها منتقل میشود الزاماً پول نقد نیست؛ بلکه طلبی مدتدار از صادرکننده اعتبار است. مالک این طلب میتواند تغییر کند، اما تا زمان تسویه نهایی، لزوماً به همان میزان پول تازه وارد حساب اعضای زنجیره نمیشود.
آیا اعتبار زنجیرهای ضدتورم است؟
پاسخ مطلق به این سؤال منفی است.
اعتبار زنجیرهای تنها زمانی میتواند نسبت به وام نقدی فشار تورمی کمتری ایجاد کند که واقعاً جایگزین تأمین مالی نقدی متعدد شود و در چارچوب معاملات واقعی تولید باقی بماند.
اگر دارنده اعتبار بتواند در هر مرحله آن را نزد بانک نقد کند و منابع را به سپرده قابلخرج تبدیل کند، بخشی از مزیت این ابزار از بین میرود. همچنین اگر اعتبار صادرشده قابلیت استفاده خارج از زنجیره تولید را پیدا کند، میتواند به نوعی قدرت خرید عمومی تبدیل شود و اثر آن بر تقاضا و قیمتها افزایش یابد.
بنابراین، نحوه طراحی اعتبار، اندازه آن، امکان تنزیل و محدوده مصرفش تعیین میکند که این ابزار تا چه اندازه بتواند هدف اولیه خود را محقق کند.
شرط موفقیت؛ اعتبار برای تولید، نه بازارهای دیگر
برای اینکه اعتبار زنجیرهای واقعاً به کاهش فشار مالی و تورمی کمک کند، صدور آن باید به معاملات واقعی و فاکتورهای معتبر متصل باشد. همچنین لازم است انتقال اعتبار میان اعضای مشخص زنجیره قابل رصد باشد و از ایجاد چند اعتبار بر مبنای یک معامله جلوگیری شود.
کنترل میزان تنزیل، تعیین سقف اعتبار متناسب با فعالیت واقعی بنگاه و جلوگیری از تبدیل اعتبار تولیدی به ابزار عمومی پرداخت، از دیگر الزامات این مدل است.
کدامیک تورمزاتر است؟
تفاوت اصلی این دو روش را باید در نحوه ایجاد قدرت خرید جستوجو کرد.
در وام نقدی، هر حلقه میتواند منابعی با قابلیت مصرف عمومی دریافت کند؛ اما در اعتبار زنجیرهای، یک مطالبه مالی مشخص میان چند بنگاه جابهجا میشود و تسویه نقدی به مرحله پایانی منتقل میشود.
به همین دلیل، اگر اعتبار زنجیرهای درست طراحی و اجرا شود، میتواند برای تأمین سرمایه در گردش، نسبت به پرداخت چند وام نقدی مستقل، نیاز کمتری به خلق سپرده داشته باشد و احتمال خروج منابع از زنجیره تولید را کاهش دهد.
اما در نهایت، نام ابزار تعیینکننده تورم نیست؛ نحوه خلق، مصرف و تسویه آن است. اعتبار زنجیرهای اگر از معاملات واقعی جدا شود یا بهسادگی به پول نقد تبدیل شود، میتواند همان مشکلی را ایجاد کند که قرار بوده برای حل آن طراحی شود.
پایگاه خبری تحلیلی برزن نیوز نخستین پایگاه تخصصی مطالعات میان رشته ای (برنامه ریزی شهری – منطقه ای)