یکشنبه , ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱:۲۴ بعد از ظهر
  • کد خبر 3282
  • تهران در آستانه فروپاشی زمین: شمارش معکوس برای نابودی آب‌های زیرزمینی! این سخن برگرفته از تحقیقاتی است که کارشناسان از وضعیت فعلی سفره های اب زیرزمینی تهران اعلام می کنند. لحظه به لحظه جلسه بررسی طرح استیضاح عبدالناصر همتی وزیر امور اقتصادی و دارایی در مجلس + فیلم لحظه به لحظه جلسه بررسی طرح استیضاح عبدالناصر همتی وزیر امور اقتصادی و دارایی در مجلس + فیلم با ادامه برداشت بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی، تهران به‌سوی یک فاجعه زیست‌محیطی بی‌سابقه پیش می‌رود. بر اساس برآوردها، تا دو دهه آینده، بخش‌های وسیعی از استان تهران دچار نشست بحرانی خواهند شد. آیا پایتخت ایران تا دهه ۱۴۳۰ زیر پای ساکنانش فرو خواهد ریخت؟ رهایی از شر درد دیسک کمر بدون جراحی و تزریق💉 (◂پرسش‌نامه رو پر کن) ◂پرسش‌نامه▸ سفره های آب زیرزمینی تهران چه زمانی کاملا بی آب می شوند؟ دکتر مهدی زارع- استاد تمام زمین شناسی در این خصوص برای رکنا نوشت: در صورت تداوم روند کنونی برداشت بیش از حد آب های زیرزمینی، گسترش شهری و شیوه های ناکافی مدیریت آب، حداکثر نشست و فرونشست زمین بحرانی در استان تهران در آینده رخ خواهد داد. تهران برای مصارف کشاورزی، صنعتی و خانگی به شدت به آب های زیرزمینی متکی است. استخراج بیش از حد در مناطقی مانند دشت تهران، ورامین و شهریار هم اکنون باعث فرونشست قابل توجهی شده است. مهم ترین دلیل فرونشست زمین در استان تهران، دخالت انسان به ویژه برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی است. تغییرات اقلیمی با کاهش تغذیه طبیعی آب، وضعیت را تشدید می کند، عامل اصلی فرونشست، استفاده ناپایدار از منابع آب زیرزمینی است . استان تهران برای کشاورزی، صنعت و مصارف خانگی به شدت به آب های زیرزمینی متکی است. حفاری بیش از حد چاه های قانونی و غیرقانونی و سرعت های استخراج ناپایدار منجر به کاهش چشمگیر سطح آبخوان ها شده است. در مناطقی مانند ورامین و دشت تهران، سطح آب‌های زیرزمینی سالانه چندین متر کاهش می‌یابد و باعث فشرده شدن و فرورفتن زمین‌های آبرفتی می‌شود.گسترش سریع شهری به ویژه در شهرستان هایی مانند شهریار، اسلامشهر و قرچک، تقاضا برای آب را افزایش داده و فشار مضاعفی بر منابع آب زیرزمینی وارد می کند. زیرساخت‌ها ، ساختمان‌های بلند و خطوط مترو، با افزایش وزن به سطح و ایجاد اختلال در الگوهای زهکشی طبیعی، به فرونشست زمین کمک می‌کنند. کشاورزی بخش قابل توجهی از مصرف آب های زیرزمینی استان تهران را به خود اختصاص داده است. روش‌های آبیاری ناکارآمد و کشت محصولات پر آب، تخریب آبخوان ها را تسریع کرده است. تغییرات اقلیمی منجر به کاهش بارندگی و خشکسالی های طولانی در منطقه شده و تغذیه طبیعی سفره های آب زیرزمینی را کاهش داده است. دماهای بالاتر نرخ تبخیر را افزایش می‌دهد، در دسترس بودن آب سطحی را کاهش و اتکا به آب‌های زیرزمینی را افزایش می‌دهد. در حالی که تغییرات اقلیمی کمبود آب را تشدید می کند، اثرات اعمال ناپایدار انسانی را در جهت تسریع فرونشست زمین تشدید می کند. دشتهای استان تهران از لایه های ضخیمی از رسوبات آبرفتی تشکیل شده است که در صورت حذف آب های زیرزمینی مستعد تراکم هستند. این موقعیت زمین شناختی منطقه را به ویژه در برابر فرونشست آسیب پذیر می کند. دخالت انسان به ویژه برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی، مهم ترین دلیل فرونشست زمین در استان تهران است. اگر استخراج آب های زیرزمینی با نرخ فعلی یا افزایشی ادامه یابد، حداکثر تداوم زندگی آبخوانهای موجود اتان تهران تا حدود بیست سال آینده خواهد بود و و نابودی کامل آبخوانهای استان تهران در دهه 1420 تا 1430 رخ خواهد داد. شهرنشینی سریع و ساخت ساختمان های بلند و خطوط مترو در مناطق حاشیه تهران نیز مانند اسلامشهر، رباط کریم و قرچک آسیب پذیری در برابر فرونشست زمین تسریع کرده است. تا دهه 1430-1440 ، خشکسالی های طولانی مدت و کاهش تغذیه سفره های زیرزمینی نرخ فرونشست را به ویژه در مناطق کشاورزی مانند ورامین و پاکدشت به کل آبخوانهای منطقه را نابود خواهد کرد. نرخ فرونشست در برخی از مناطق استان تهران در حال حاضر بیش از 25 سانتی متر در سال است ( دشت تهران و دشت شهریار در جنوب غرب تهران). در صورت تداوم یا افزایش این نرخ‌ها، زیرساخت‌های حیاتی، جاده‌ها، خطوط لوله و ساختمان‌های حساس تا حدود 15 سال بعد آسیب‌های جبران‌ناپذیری مواجه شوند. در صورت اجرای سیاست های مدیریت موثر منابع آب مانند کاهش برداشت آب های زیرزمینی، ترویج بازیافت آب و بهبود بهره وری آبیاری، زمانهای بیشینه فرونشست بحرانی ممکن است به تعویق بیفتد. در استان تهران، چندین شهرستان و شهرستان‌ها به دلیل ترکیبی از عواملی مانند برداشت بی رویه آب‌های زیرزمینی، شهرنشینی سریع و شرایط زمین‌شناختی به شدت در برابر فرونشست زمین آسیب‌پذیر هستند. آسیب پذیرترین مناطق عبارتند از مناطق جنوب و جنوب غرب تهران مانند شهر ری و کهریزک به دلیل مجاورت با دشت تهران، شهرستان ورامین، که فعالیت های کشاورزی به شدت به آبیاری آب های زیرزمینی وابسته است که منجر به تخلیه سریع آبخوان ها و نرخ فرونشست بالایی - 25 تا 30 سانتی متر در سال شده، شهرستان شهریار، شهرهایی مانند رباط کریم و شهر قدس، شهرستان اسلامشهر، شهرستان پاکدشت، به عنوان بخشی از دشت ورامین، شهرستان قرچک در جنوب شرقی تهران . شهرستان ورامین به دلیل نرخ فرونشست بسیار بالا (تا 30 سانتی متر در سال) و وابستگی زیاد به آب های زیرزمینی برای کشاورزی، در حال حاضر آسیب پذیرترین شهرستان در برابر فرونشست زمین در استان تهران است. شهرستان ورامین و زمین های کشاورزی اطراف آن در معرض خطر جدی آسیب های جبران ناپذیر قرار دارند. رودخانه جاجرود و مخروط افکنه مرتبط با آن نقش مهمی در تامین آب و پایداری زمین شناختی ورامین و جنوب شرق تهران دارد. رودخانه جاجرود که از رشته‌کوه‌های البرز سرچشمه می‌گیرد و از شرق تهران می‌گذرد . کاهش بارش برف و بارندگی در رشته‌کوه‌های البرز باعث کاهش تغذیه طبیعی رودخانه شده است. ساخت سدهایی مانند سد لتیان و سدماملو ، جریان طبیعی رودخانه را تغییر داده و دسترسی به آب در پایین دست را کاهش داده است. مخروط افکنه رودخانه جاجرود آبخوان ورامین است. رواناب های شهری و صنعتی رودخانه و سفره های زیرزمینی آن را آلوده کرده و دسترسی به آب پاک را بیشتر کاهش داده است. استخراج بیش از حد از آب های زیرزمینی برای کشاورزی، صنعت و مصارف خانگی منجر به کاهش چشمگیر سطح آب شده است. مخروط افکنه رودخانه جاجرود از رسوبات سستی تشکیل شده است که با حذف آب های زیرزمینی به شدت مستعد تراکم هستند. پمپاژ بیش از حد باعث فرونشست زمین در پاکدشت ، ورامین و قرچک شده به نحوی که نرخ فرونشست در این مناطق از بالاترین میزانها در استان تهران است و در برخی نقاط به 25 تا 30 سانتی متر در سال می رسد. رودخانه جاجرود و مخروط آبرفتی آن برای کشاورزی منطقه حیاتی است. کمبود آب و فرونشست زمین سیستم های آبیاری را مختل کرده، عملکرد محصول را کاهش داده و امنیت غذایی را به خطر انداخته است. تخلیه رودخانه جاجرود و سفره های زیرزمینی آن منجر به از بین رفتن تالاب ها و سایر اکوسیستم های وابسته به جریان رودخانه شده است. در صورت ادامه روند فعلی، بحران آب و فرونشست زمین در حوضه رودخانه جاجرود بدتر خواهد شد و پیامدهای شدیدی برای اقتصاد، محیط زیست و جمعیت منطقه خواهد داشت. با تداوم بهره برداری از آبهای زیرزمینی به شیوه حاضر در دهه‌های 1410 تا 1430 سفره‌های زیرزمینی شرق تهران به‌طور برگشت‌ناپذیری تخلیه میشود که منجر به فرونشست دائمی زمین و فروپاشی کشاورزی منطقه شود. تنظیم استخراج آب های زیرزمینی و ترویج استفاده از پساب های تصفیه شده برای آبیاری، اجرای طرح های تغذیه مصنوعی برای تکمیل آبخوان رودخانه جاجرود، اجرای قوانین ساختمانی سخت گیرانه تر و محدودیت و ممنوعیت ساخت و سازها را در مناطق پرخطر و توسعه راهبردهای مقابله با کاهش دسترسی به آب به دلیل تغییرات اقلیمی، مانند محصولات مقاوم در برابر خشکسالی و بهبود راندمان آبیاری، از شیوه های کاهش ریسک فرونشست زمین است. در صورت تداوم روندهای فعلی، حداکثر نشست بحرانی زمین و فرونشست در استان تهران به احتمال زیاد بین سال های 1420 تا 1430رخ خواهد داد. با این حال، این زمان بندی بسته به شیوه‌های مدیریت آب، برنامه‌ریزی شهری و اثرهای تغییرات اقلیمی تسریع می شود یا کاهش می یابد. جدول کاهش سفره‌های زیرزمینی و فرونشست زمین در استان تهران محور جزئیات عوامل کاهش سفره‌های زیرزمینی برداشت بی‌رویه آب، حفاری چاه‌های غیرمجاز، روش‌های ناکارآمد آبیاری، شهرنشینی و افزایش تقاضای آب، کاهش بارندگی و خشکسالی مناطق با بیشترین کاهش سطح آب زیرزمینی دشت تهران، ورامین، شهریار، پاکدشت، اسلامشهر، رباط کریم، قرچک میزان کاهش سطح آب زیرزمینی در برخی مناطق سالانه چندین متر کاهش دارد اثرات کاهش سطح آب زیرزمینی فرونشست زمین، تخریب زیرساخت‌ها، کاهش کیفیت و کمیت منابع آب، افزایش هزینه‌های تأمین آب نرخ فرونشست در مناطق بحرانی دشت تهران و شهریار: بیش از 25 سانتی‌متر در سال، ورامین: 25 تا 30 سانتی‌متر در سال عوامل تشدیدکننده فرونشست برداشت بی‌رویه آب، فشار ناشی از توسعه شهری و سازه‌های سنگین، کاهش تغذیه طبیعی آبخوان‌ها پیامدهای فرونشست زمین تخریب ساختمان‌ها و راه‌ها، شکستگی خطوط لوله، کاهش حاصلخیزی زمین‌های کشاورزی، تهدید امنیت غذایی رودخانه جاجرود و نقش آن در تغذیه آبخوان‌ها کاهش جریان به دلیل سدسازی، آلودگی منابع آبی، وابستگی کشاورزی منطقه به این منبع سناریوی بحرانی در صورت ادامه روند فعلی نابودی کامل آبخوان‌های تهران تا دهه 1430، افزایش فرونشست زمین، بحران اقتصادی و زیست‌محیطی شدید راهکارهای کاهش کاهش سطح آب زیرزمینی و فرونشست مدیریت پایدار منابع آب، کاهش برداشت بی‌رویه، اصلاح روش‌های آبیاری، استفاده از آب‌های بازیافتی، تقویت تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها، اجرای قوانین سختگیرانه برای حفر چاه‌ها، محدودیت ساخت‌وساز در مناطق پرخطر بحران کاهش سفره‌های زیرزمینی و فرونشست در استان تهران ۱. چرا زمین در تهران فرونشست می‌کند؟ علت توضیح برداشت بی‌رویه آب استفاده بیش از حد از چاه‌ها برای کشاورزی، صنعت و مصرف خانگی چاه‌های غیرمجاز حفر غیرقانونی چاه‌ها باعث تخلیه سریع‌تر منابع آبی می‌شود توسعه شهری سریع افزایش جمعیت و ساختمان‌های سنگین باعث فشار بیشتر بر زمین می‌شود روش‌های آبیاری ناکارآمد آبیاری سنتی در کشاورزی باعث هدررفت زیاد آب می‌شود کاهش بارندگی و خشکسالی تغییرات اقلیمی میزان تغذیه طبیعی آب‌های زیرزمینی را کاهش داده است ۲. کدام مناطق تهران بیشتر در خطر فرونشست هستند؟ منطقه نرخ فرونشست ورامین ۲۵ تا ۳۰ سانتی‌متر در سال دشت تهران و شهریار بیش از ۲۵ سانتی‌متر در سال پاکدشت و قرچک ۲۰ تا ۲۵ سانتی‌متر در سال اسلامشهر و رباط کریم ۱۵ تا ۲۰ سانتی‌متر در سال ۳. فرونشست زمین چه مشکلاتی ایجاد می‌کند؟ مشکل توضیح تخریب ساختمان‌ها و راه‌ها ترک خوردگی، نشست و آسیب‌های ساختاری آسیب به لوله‌های گاز و آب خطر نشت گاز و شکستگی لوله‌ها کاهش حاصلخیزی زمین‌های کشاورزی فشرده شدن خاک و از بین رفتن توان زراعی کاهش کیفیت آب آشامیدنی ورود آلودگی به سفره‌های زیرزمینی ۴. برای جلوگیری از فرونشست چه باید کرد؟ کاهش برداشت از آب‌های زیرزمینی استفاده از سیستم‌های نوین آبیاری در کشاورزی محدود کردن ساخت‌وساز در مناطق پرخطر بازیافت و استفاده مجدد از آب تقویت آبخوان‌ها با تغذیه مصنوعی اجرای قوانین سخت‌گیرانه برای مدیریت منابع آب فرونشست زمین در استان تهران، نتیجه‌ی بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، شهرنشینی سریع و تغییرات اقلیمی است. اگر روند کنونی ادامه یابد، در دهه‌های آینده، بحران آب و نشست زمین به سطحی بحرانی خواهد رسید که جبران آن بسیار دشوار خواهد بود. این پدیده نه‌تنها زیرساخت‌های شهری، راه‌ها و ساختمان‌ها را تهدید می‌کند، بلکه امنیت غذایی و زیست‌محیطی منطقه را نیز به خطر می‌اندازد. با این حال، می‌توان با اجرای سیاست‌های پایدار، مانند مدیریت صحیح منابع آب، بهینه‌سازی مصرف، استفاده از پساب‌های تصفیه‌شده در کشاورزی و محدودیت ساخت‌وساز در مناطق پرخطر، اثرات این بحران را کاهش داد. اقدام فوری و برنامه‌ریزی بلندمدت، کلید مقابله با فرونشست و حفظ منابع حیاتی آب برای نسل‌های آینده است.
    قنات‌هایی که نباید مسدود می‌شد

    ویرانی قنات حسن‌آباد یا بودای بامیان

    لحظه‌ای که مجسمه بودا در سال ١٣٧٩ به‌وسیله طالبان به توپ بسته شد و فرو ریخت، به‌عنوان نمادی از فروپاشی فرهنگی کشور افغانستان تلقی شد. مجسمه‌ بودا را که آمیزه‌ شگفت‌انگیزی از هنر پیکرتراشی یونانی، مهندسی پارسی و جهان‌بینی شرقی بود، می‌شد به تجسم میراث گفت‌وگو، تبادل فرهنگی و همزیستی و آشتی تشبیه کرد. مجسمه‌ای که از تندباد مغول و تاخت‌وتاز یغماگران آسیای مرکزی جان سالم به در برده بود، در برابر حجم ارتجاع و تاریکی طالبان تاب نیاورد. با فرو‌ریختن بودا، سرزمین افغانستان نیز در زیر این‌همه بار نادانی زانو زد؛ سرزمینی که در حداقل دو هزاره‌ گذشته گاهواره‌ تمدن و دانش و معرفت بوده است و هنوز نام بسیاری از بزرگان، اندیشمندان و شاعران پارسی یادآور شهرهای فرهنگ‌خیز افغانستان است. میراث ارزشمند بزرگانی مانند زرتشت، مولانا جلال‌الدین بلخی، سنایی‌غزنوی، ناصر‌خسرو قبادیانی ‌بلخی، خواجه عبدالله انصاری‌هروی، عنصری‌ بلخی، دقیقی‌ بلخی و… نیز نتوانست بودای بامیان را شفاعت کند و افغانستان را از فرولغزیدن به پرتگاه ارتجاع نجات دهد. شاید به‌همین‌دلیل یونسکو، ویران‌کردن آن میراث جهانی را «دهشت‌افکنی فرهنگی» نامید. بودای بامیان به‌عنوان میراث فرهنگی جهانی ثبت شده بود و ویرانی آن به معانی پاره‌کردن برگی از کتاب تاریخ فرهنگ بشر بود و تمام جهان را گله‌مند و وامدار خود کرد. آیا نباید از ویرانی آثار میراث جهانی نگران بود و ترسید؟ ارزش قنات حسن‌آباد یزد اگر از بودای بامیان بالاتر نیست، یقینا کمتر هم نیست. این قنات حداقل در هشت قرن گذشته آب را از دامنه‌های شیرکوه بیرون می‌آورده و آن را در کانالی ۴٠ کیلومتری به شهر یزد منتقل کرده است. حفاری هزارو ۴٠٠ حلقه چاه و ۴٠ کیلومتر راهروی زیرزمینی به دانش مهندسی بسیار پیشرفته‌ای نیاز داشته است که در واقع بخشی از میراث ناملموس این قنات را تشکیل می‌دهد. شناسایی دقیق رفتار آب‌زیرزمینی و ایجاد کانال‌های فرعی بر اساس ویژگی‌های سفره‌ آب، برای دستیابی حداکثر به آب زیرزمینی، امروزه هر مهندسی را غرق شگفتی و تحسین می‌کند. در‌حال‌حاضر قنات حسن‌آباد را با آبدهی حدود ٩٠ لیتر در ثانیه می‌توان پرآب‌ترین قنات یزد دانست که هنوز در برابر سیلی‌ خشک‌سالی پایداری می‌کند. بر اساس آزمایش‌های انجام‌شده ازسوی شرکت سهامی آب منطقه‌ای یزد، کیفیت آب این قنات را می‌توان در میان بالاترین کیفیت‌ها طبقه‌بندی کرد و کیفیت آن حتی از بسیاری از آب‌های آشامیدنی بطری‌شده بهتر است. در کنار ارزش مهندسی و اقتصادی قنات حسن‌آباد، باید به ارزش فرهنگی و اجتماعی این قنات اشاره کرد که در سده‌های گذشته، بستری برای همزیستی و هم‌گرایی میان مناطق مختلف و گروه‌های اجتماعی گوناگون بوده است.

    ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی این قنات آن‌قدر والا و درخشان هستند که حتی مهندسی شگفت‌انگیز و ارزش اقتصادی این آب در وانفسای خشک‌سالی را هم از فروغ می‌اندازند. این قنات از منطقه مدوار در شهرستان مهریز سرچشمه می‌گیرد و سپس محله ساداتی مهریز را آبیاری می‌کند. یک‌پنجم از آب قنات، سهم کشاورزان مهریزی است. چهارپنجم باقی‌مانده به سمت روستای ده‌نو جریان می‌یابد و نیمی از آن نصیب روستاییان ده‌نو می‌شود و نیم دیگر دوباره در زیر زمین جریان پیدا کرده و از روستای حسن‌آباد در حومه شهر یزد سر درمی‌آورد. یعنی این قنات مانند رشته‌ تسبیح، سه منطقه را در فاصله ۴٠ کیلومتر با یکدیگر پیوند می‌زند. نظام بهره‌برداری بومی و مدیریت دقیق برای استفاده از آب این قنات، منافع این سه منطقه را به یکدیگر گره می‌زند و نوعی همزیستی و همگرایی پایدار میان این مناطق در طول چهل کیلومتر پدید می‌آورد. این همزیستی و همگرایی حتی در سخت‌ترین خشک‌سالی‌ها نیز دوام و استمرار می‌یابد و منجر به تولید و تراکم سرمایه اجتماعی در منطقه می‌شود. از این قنات هم مسلمانان و هم زرتشتیان سهم داشته‌اند و در مدیریت آن نیز در حدود دو هزار سهام‌دار بدون توجه به باورهای دینی سهم و نقش برابر ایفا می‌کرده‌اند. برخی سهام‌داران سهم خود از قنات را وقف کرده‌اند تا درآمد حاصل از آن به امور عام‌المنفعه اختصاص پیدا کند. ساختن آب‌انبار و کمک به نیازمندان از طریق درآمد حاصل از سهام وقفی این قنات و به دست خیرین مسلمان یا زرتشتی انجام می‌شده است. قنات حسن‌آباد مرزهای قلمروی و جغرافیایی را درمی‌نوردد، تفاوت‌های فرهنگی و مذهبی را کم‌رنگ می‌کند و عدالت اجتماعی و برابری را توسعه می‌دهد. یعنی تقریبا همه چیزهایی که جهان امروز به آن می‌بالد، از قرن‌ها پیش در قنات حسن‌آباد متبلور بوده است؛ تأمین پایدار آب، همکاری و تعاون، تفکر فراقلمروی، مسامحه دینی، عدالت اجتماعی و برابری. اما اکنون کسانی هستند که این قنات را به این روز انداخته‌اند و همه ارزش‌های آن را قربانی سودجویی‌های فردی و ضلالت ذهنی خود می‌کنند. قنات حسن‌آباد در سال ١٣٩۵ به ثبت فهرست میراث جهانی درآمد؛ درست مانند بودای بامیان. یعنی این قنات هم برگی است از تاریخ تکامل فرهنگی بشر؛ بشری که در رویارویی با طبیعت بیابان، شیوه سازگاری در پیش می‌گیرد و به‌جای فشار بر منابع طبیعی، نیازهای خود را هماهنگ می‌کند. این همان درسی است که می‌شود از قنات حسن‌آباد آموخت و از بن‌بست زیست‌محیطی که در آن گرفتار شده‌ایم، رهایی پیدا کرد. اما چه بر سر قنات حسن‌آباد آمده است؟ در تاریخ ٢۶ بهمن ١٣٩۶ همراه با جمعی از استادان دانشگاه تهران از جمله دکتر ابراهیم مقیمی، رئیس دانشکده جغرافیا و دکتر محمدرضا رضوانی، از مظهر قنات حسن‌آباد در مهریز بازدید کردیم و جز آه حسرت و افسوس چیزی در ما برنینگیخت. در گذشته آب این قنات پس از مظهر بلافاصله به درون تنوره آسیاب می‌ریخته و پس از چرخاندن سنگ آسیاب به‌صورت زیرزمینی به محله ساداتی مهریز می‌رسیده است. اما اکنون، آسیاب قدیمی ویران شده و در عوض آب قنات در جوی روباز به سمت باغ پهلوان‌پور هدایت می‌شود. آب قنات با آن کیفیت و کمیت مثال‌زدنی بلافاصله پس از اینکه در مظهر قنات آفتابی می‌شود، با انواع مواد شوینده، نفتی و سمی آلوده می‌شود. در کنار جوی روباز، ده‌ها و گاهی صدها خودرو را می‌بینیم که مشغول شست‌وشوی خودرو، فرش، پتو و… هستند و در طول فقط ۵٠ متر از مظهر قنات، آبی که مانند اشک چشم است، به فاضلاب خاکستری خطرناک تبدیل می‌شود. آیا این‌گونه باید شکر چنین نعمتی را در قلب تفتیده بیابان به جای آورد؟ به گفته‌ نماینده‌ قنات حسن‌آباد، شکایت به قوه قضائیه برای جلوگیری از آلودگی آب هم راه به جایی نبرده و صدای دادخواهی مالکان قنات هنوز شنیده نشده است. نه‌تنها کیفیت آب این قنات را خراب کرده‌اند، بلکه کمیت آب نیز جان سالم به در نبرده است. حتی برخی از سازمان‌های دولتی در مهریز به خود اجازه می‌دهند آب قنات را برای آبیاری فضای سبز و … به‌صورت غیرقانونی برداشت کنند. قناتی که قطره‌قطره آن محاسبه می‌شود و نزدیک به دو هزار مالک خصوصی در سه نقطه روستایی دارد. برخی دیگر از سازمان‌ها در طول قنات مبادرت به ساخت‌وساز و احداث واحدهای مسکونی کرده‌اند. فقط در یک مورد، پنج حلقه چاه قنات را در زیر واحدهای مسکونی مدفون کرده‌اند. از طرفی، همه قسمت‌های راهروی قنات به‌صورت سالانه به لایروبی نیاز دارد. حال اگر مالکان قنات بخواهند این قسمت از قنات را لایروبی کنند، دیگر چاهی وجود ندارد تا از طریق آنها به راهروی قنات دسترسی پیدا کنند؛ یعنی انسداد تدریجی قنات و در نهایت نابودی آن رقم خورده است. در همین واحدهای مسکونی، چاه‌های فاضلاب درست در فاصله یک متری قنات حفر شده‌اند و می‌توانند تهدید مضاعفی برای پایداری قنات باشند. در منطقه حسن‌آباد، زمین‌خواران اراضی حریم قنات را قطعه‌بندی و تقسیم کرده‌اند و درصدد فروش و ساخت‌وساز این اراضی هستند. این قنات در طول ٨٠٠ سال گذشته مایه همکاری و همزیستی مردم بوده است و اگر دخالت ما نبود، همین نقش سنتی را همچنان ادامه می‌داد. چگونه می‌شود این قنات را نجات داد؟ آیا می‌شود دست به دامان سازمان‌هایی شد که خود دارند از نمد ویرانی این قنات کلاهی می‌دوزند؟ تخریب این میراث فرهنگی جهانی زنگ کدام خطر را دارد به صدا درمی‌آورد؟



    مطلب پیشنهادی

    استفاده از شیوه‌های نوین در تعمیر پل‌های جاده‌ای و حفاظت از سرمایه‌های ملی کشور

    استفاده از شیوه‌های نوین در تعمیر پل‌های جاده‌ای و حفاظت از سرمایه‌های ملی کشور

    معاون دفتر نگهداری رویه و ابنیه فنی راه سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای گفت: به منظور افزایش دوام تعمیرات پل‌های جاده‌ای و جلوگیری از تخریب زودهنگام پل‌های بتنی ناشی از خوردگی آرماتورها، از شیوه نوین آندهای گالوانیک فداشونده در تعمیرات تخصصی ابنیه فنی استفاده می‌شود.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *