زخم حاشیه نشینی بر چهره سنندج » پایگاه خبری تحلیلی برزن نیوز
×

فهرست عناوین

true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۳۰ فروردین - ۱۳۹۸  
it is true
true
true
زخم حاشیه نشینی بر چهره سنندج

حاشیه نشینی پدیده اجتماعی – فضایی است که در آن فرد یا گروهی از اجتماع به طور ناخواسته در حاشیه سیستم های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اکولوژیکی قرار گرفته و از دسترسی به منابع، دارایی ها، خدمات، حق آزادی، انتخاب و توسعه ظرفیت ها محدود شده اند که در نهایت منجر به فقر شدید می شود.
با این تعریف، حاشیه نشینی به مثابه یکی از چهره های بارز فقر شهری است که از لحاظ فضای درون با مجاور شهرها به شکلی خودرو، فاقد مجوز ساختمان و برنامه رسمی شهرسازی با تجمعی از اقشار کم درآمد و سطح نازلی از کمیت و کیفیت زنگی شکل می گیرد و با عناوینی همچون حاشیه نشینی، اسکان غیر رسمی، سکونت گاههای خودرو و نابسامان و اجتماع های الونکی خوانده می شود.
عوامل متعددی را می توان برای پدیده حاشیه نشینی برشمرد از جمله مهم ترین این عوامل، تاثیر مهاجرت های روستایی بر شکل گیری و گسترش حاشیه نشینی است به گونه ای که حاشیه نشینی با کاهش استاندارد های زیستی مناطق روستایی همبستگی مستقیم دارد .
پایین آمدن سطح دسترسی ها، رفاه و استانداردهای زیستی در مناطق روستایی موجب مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها شده است به گونه ای که بخش بزرگ علت حاشیه نشینی مربوط به مهاجرت روستاییان شده یا به عبارتی رها شده از جامعه روستایی است.
افزایش شتابان جمعیت شهری و عدم توان متولیان شهری در تدارک مسکن و زیر ساخت های محیطی- بهداشتی و به تعبیری رشد جمعیت شهری فراتر از خدمات و زیر ساخت های شهری منجر به رانده شدن بخشی از جمعیت مهاجر و ساکن شهر به حاشیه اقتصادی- اجتماعی و محیطی شهر می شود و در نتیجه پدید حاشیه نشینی در چارچوب سکونتگاه های فقیر نشین یا غیر رسمی عینیت پیدا می کند.
پس حاشیه نشینی را می توان به عنوان یکی از تجلیات غم انگیز شهر نشینی سریع به حساب آورد.
در این راستا، از نظر «امانوئل کاستلز» شهرنشینی در کشورهای درحال توسعه با آهنگ شتابنده ای گسترش می یابد در حالی که اشتغالات در حال مولد، تسهیلات زیر بنایی، فرهنگی-اجتماعی و فیزیکی برای جمعیت تازه وارد فراهم نیست؛ یا به طور نامتعادلی در اختیار بخش خاصی از جمعیت قرار گرفته است. سکونتگاه ها و مناطق نامتعارف از قبیل زاغه ها و آونک های حاشیه ای که از طریق مهاجران تازه وارد و تهی دست برپا شده به شیوه خودرو و خودساز به وجود می آیند .
به همین خاطر او حاشیه نشینی را مولد نابرابری های اجتماعی – اقتصادی و شهرنشینی ناهمگون و انتقال فقر روستایی به فقر شهری میداند.
همانطور که در تعریف حاشیه نشینی ذکر شد، حاشیه نشینی معضل ناخواسته و متاثر از شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه است که عده ای به اجبار از جریان رسمی اقتصادی – اجتماعی شهر خارج شده و به دلیل عدم توان تامین مسکن از بازار رسمی بازار و مسکن، آن را در حاشیه شهر جایی که مسکن قابل استطاعت به صورت غیر رسمی، قابل حصول است تامین می کنند.
دراین زمینه مدیریت شهری نیز به دلیل چالش های ساختاری و درون سازمانی خود و فقدان حکمروایی خوب شهری به ویژه عدم شفافیت مدیریت شهری پاسخگویی و توجه به رویکردهای مشارکت مردمی اعتماد سازی لازم بین مدیریت شهری و مردم ایجاد نشده است و به دلیل فاصله ایجاد شده مدیریت شهری نتوانسته از فرصت ها و مزیت های نسبی شهر به منظور شکوفایی اقتصاد شهر بهره لازم را ببرد و در نتیجه مشاغل غیر رسمی و به ویژه سکونتگاه های غیر رسمی مواجه شده است.
سرمایه های مقر جغرافیایی شهر از نظر وجود عناصر طبیعی مانند تپه ها، کوه ها و دریاچه ها که در تعامل با مظاهر فرهنگ شهر همچون موسیقی صنایع دستی و هنر های تجسمی می تواند تاثیر عمده ای در شکوفایی شهر و کاهش حاشیه نشینی داشته باشد.
اولین اسکان های غیر رسمی شهر که بیشتر در اطراف محلات قدیمی به ویژه شمال و غرب محله جورآباد و شرق محلات آغه زمان و چهارباغ گرفته اند، مربوط به سال های ۴۵ و۵۵ است که عینیت آن در ساختار کالبدی شهر در اواخر این دوره به وضوح و روشنی بیشتری نمایان می شود.
بیشترین دوره مهاجرپذیری شهر مربوط به فاصله زمانی سال های ۵۵ تا ۶۵است که در اوج بحران های سیاسی – اجتماعی کشور به ویژه در استاد کردستان است .
رویداد های سیاسی اجتماعی اوایل انقلاب به مثابه عاملی در تسریع روند مهاجرت از یک سو و نبود نظارت کافی مدیریت شهری از سوی دیگر، منجر به گسترش سکونتگاههای غیر رسمی در دامنه و تپه های درون و برون شهری شده است.
متاثر از تغییرات ساختاری حاصل شده در این دوره جمعیت شهری ۲ برابر شده و عینیت کالبدی آن را می توان در شکل گیری غفور، گلشن، عباس آباد، کانی کوزله، تقتقان، اسلام آباد و گردی گروال مورد توجه قرار داد، تداوم این روند در دهه های بعد منجر به پر شدن فاصله روستای اطراف سنندج با شهر مادر شد به نحوی که در طول زمان خود این روستاها نیز با شهر ادغام شدند و این خود بستر بیشتری را برای سکونتگاه های غیر رسمی ایجاد کرده است.
از جمله این روستاها می توان به فرجه در شرق و حاجی آباد در غرب اشاره کرد؛ علاوه بر این به دلیل محدودیت های موجود در ساخت و ساز رسمی در محدوده شهر نوع دیگری از سکونتگاه های غیر رسمی در شهر سنندج نهادینه شده است که عینیت کالبدی آن را در روستاهای لایه دوم با فاصله تقریبی پنج تا هفت کیلومتر مانند نایسر، آساوله، قار، دوشان، حسن آباد، گریزه، سوره زه، ننله و باباریز هستند.
با وجود اینکه تعدادی از آنها به محدوده شهر به عنوان نواحی منفصل شهری در سال ۱۳۸۹ اضافه شدند اما همچنان پذیرای مهاجرین درون و برون شهری هستند و ساخت و ساز در آنها اکثرا بی ضابطه و به صورت غیر رسمی ایجاد می شود.
این لایه از بافت سکونتگاههای غیر رسمی نواحی منفصل شهر با توجه به محدودیت های کالبدی شهر از نظر بستر مناسب تامین مسکن قابل استطاعت جمعیت مهاجر به منطقه و جمعیت کم برخوردار شهر گرانی زمین و مسکن هزینه های بالای احداث و بوروکراسی اداری در محدوده مصوب طرح های توسعه شهری شکل گرفته است که قاعدتا روستاهای اطراف شهر به دلیل دافعه های ذکر شده در محدوده مصوب شهر و در مقابل جاذبه های موجود از نظر عدم حضور ساز و کار های مدیریتی شهر و قیمت پایین زمین و مسکن، موقعیت مناسبی برای مهاجرین و افراد کم برخوردار فراهم آورده است.
تفاوت عمده این نوع بافت ها با بافت سکونتگاه های غیر رسمی قبل و اوایل انقلاب در موقعیت مکانی استقرار و نوع مالکیت زمین های احداث شده است.
در نواحی منفصل معمولا اراضی کشاورزی با مالکیت بخش خصوصی تحت ساخت و ساز قرار گرفته است، البته در پاره ای از موارد باتوجه به عدم نظارت کافی دستگاه های اجرایی، اطراف روستاها و حتی حریم خطوط انتقال برق و گاز و مسیل ها نیز ساخت و ساز شده است.
باتوجه به انباشت شهری حاصل از عدم رعایت ضوابط و مقررات شهرسازی و تراکم منتج از آن، بیکاری بخش اعظم از خانوارها و ناهمگنی جمعیت ساکن، ضعیف شدن پیوند های فرهنگی سنتی و میزان پایبندی به آنها و فقدان نظارت های اجتماعی رسمی، امکان بروز بزهکاری اجتماعی در چنین سکونت گاه هایی بالاست.
امروزه باتوجه به تداوم روابط شهر روستا و گسترش ارتباطات زیر ساختی، تغییرات آب و هوایی و تاثیرات آن بر میزان بازدهی اراضی کشاورزی و عدم تحول همزمان زیر ساخت های کشاورزی و مدیریت بهینه آن دامنه مهاجرت های روستایی شدید تر شده و تبعات آن از نظر سکونتگاههای غیر رسمی شهر سنندج را بیشتر تحت تاثیر قرار داده است.
با توجه به مطالعات انجام شده، سکونتگاه های غیر رسمی حدود۱۸٫۲درصد از مساحت شهر و حدود ۵۰ درصد از جمعیت شهر را به خود اختصاص داده است.
البته این آمار جمعیتی، تمامی سکونتگاههای غیر رسمی قبل و بعد از انقلاب و سکونتگاههایی را که هم اکنون در محدوده رسمی شهر قرار گرفته اند، شامل می شود.
نکته قابل تامل دامنه گسترش این سکونتگاهها در ضلع شرقی سنندج است وهمان طوری که عنوان شد به دلیل روستاهایی در امتداد رود قشلاق بستر و ماوایی برای سکونتگاه های غیر رسمی شهر شکل گرفته که به نوعی هلال گسترش این نوع از سکونتگاهها را به وجود آورده است.
در طول زمان روستاها با شهر ادغام شدند واین بستر مناسبی برای پیدایش سکونتگاهای غیر رسمی ایجاد کرد.

true
برچسب ها : ,
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false