پنجشنبه , ۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۳ قبل از ظهر
  • کد خبر 22629
  • ۷۰ درصد جمعيت يا فقيرند يا در آستانه فقر
    فقط ۳ دهک جامعه بالای خط فقر هستند!

    ۷۰ درصد جمعیت یا فقیرند یا در آستانه فقر

    فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در نشست شورای سیاست‌گذاری اندیشکده اقتصاد دانش بنیان جهاد دانشگاهی، با تاکید بر اینکه به هیچ ‌وجه مناسب نیست که از تجاوز نظامی اسراییل و امریکا به ایران به سادگی عبور کنیم، اظهار داشت: شدیدا نیازمند آن هستیم که در هر حیطه‌ای به نظام تصمیم‌گیری و نهادهای اساسی کشور کمک کنیم تا بتوانیم آن مسائل را درست ببینیم و از این طریق نسبت خودمان را با آن مسائل به ‌درستی و با دقت تعریف کنیم. وی با بیان اینکه اگر ما از دریچه علم و فناوری به این پدیده نگاه کنیم، می‌تواند کمک بسیاری به ما در اصلاح امور و روندها کند، ادامه داد: یکی از بنیادی‌ترین مسائل در اندیشه توسعه این است که در توضیح کامیابی یا ناکامی یک جامعه، عوامل بیرونی و درونی چه نقشی دارند. بحث وزن و ضریب اهمیت این عوامل هم حیاتی است و هم فوق‌العاده زمینه اختلاف‌ نظرهای مهمی در آن وجود دارد. همان طور که اگر به کتاب «تاریخ تمدن» ویل دورانت که نگاهی به تجربه چند هزار ساله تاریخ بشر کرده، نگاه کنید، او می‌گوید من به این جمع‌‌بندی رسیده‌ام که حتی با استثناهای نزدیک به صفر، عوامل داخلی هستند که تعیین می‌کنند ما به سمت توسعه یا به سمت اضمحلال حرکت خواهیم کرد و عوامل خارجی می‌توانند فقط سرعت و شتاب حرکت ما را به سمت توسعه یا اضمحلال تحت تاثیر قرار بدهند. به گفته مومنی در سطح نظری هم افراطی‌ترین دیدگاه‌ها، درباره نقش عوامل خارجی در سرنوشت کشورها، مربوط به پارادایم وابستگی می‌شود. متفکران بزرگ مکتب جدید وابستگی، هم ابتدا قویا بر این باور بودند که این عوامل خارجی هستند که مانع توسعه کشورهای پیرامونی شده‌‌اند و اگر این موانع نبود، این کشورها می‌توانستند در مسیر توسعه قرار بگیرند. اما در همین پارادایم وابستگی، در چارچوب مکتب جدید وابستگی متفکران بسیار بزرگی بازنگری‌‌های خیلی بنیادی کردند و به این جمع‌بندی رسیدند که حتی عنصر وابستگی هم ریشه‌های درون‌‌زا دارد و به همین دلیل با یک تجدیدنظر نظری به صف آنهایی پیوستند که می‌گویند حتی اگر موانع خارجی هم وجود نداشته باشد، ما در داخل کشور چنان خطاهایی را مرتکب می‌‌شویم که نیروهای سلطه‌‌گر بیرونی از آن خطاها بهره‌برداری می‌کنند و ما را تحت سلطه درمی‌آورند.

     نظام تدبیر ایران در برابر فقر و نابرابری  ناکارآمد است

    رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: این یک دریچه بسیار حیاتی است که اگر کسی بخواهد از زاویه آسیبی که ممکن است به ایران وارد شود، را بررسی کند، می‌‌بیند که واقعا زمینه‌های شکنندگی در ایران به‌ شدت بالاست. ستون فقرات اصلی نظام تدبیر امور در ایران، نسبت به مساله حیاتی فقر و نابرابری و بی‌عدالتی، از کیفیت لازم برخوردار نیست و اصرار مشکوک به اعمال سیاست‌هایی که فقر و بی‌عدالتی را افزایش می‌دهد در نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی ما وجود داد. مومنی توضیح داد: برای نمونه در ۱۸ خرداد ۱۴۰۴، مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی درباره فقر چندبُعدی در ایران منتشر کرد که در آن گزارش گفته شده که از منظر ملاحظات آموزشی، بر اساس آخرین فهرست رسمی، ۷۵ درصد از کل پهنه جغرافیایی کشور، جزو مناطق محروم به حساب می‌آید. چقدر تلخ و گزنده است که ما ۷ برنامه توسعه پس از انقلاب تصویب کردیم اما باید چنین آماری داشته باشیم. باید ببینیم چه درکی از توسعه و قاعده‌گذاری برای اداره کشور داشتیم!؟

     ۷۰ درصد جمعیت ایران یا فقیرند یا در آستانه فقر

    مومنی اضافه کرد: در تیر ۱۴۰۰، مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی راجع به وضعیت فقر در ایران منتشر کرد که در آن گزارش آمده بیش از ۳۰ درصد از کل جمعیت ایران زیر خط فقر مطلق هستند و ۴۰ درصد دیگر در آستانه فروافتادن به زیر خط فقر هستند. این داده‌ها آنقدر برانگیزاننده و قابل ‌تامل هستند که هیچ حدی نمی‌توان برایشان قائل شد، اما در عین حال، اراده مسلط در ساختار قدرت در ایران به گونه‌‌ای بوده که صرف ‌نظر از نیت افراد، سیاست‌هایی که اتخاذ شده‌‌اند، فقرزا بوده‌اند. به باور این استاد اقتصاد؛ ایران از این نظر در جهان ممتاز است و در زمره کشورهایی است که بیش از ۵۰ سال است سیاست‌های فقرزا را به صورت محوری دنبال کرده. فقط در این ۲۰ سال گذشته، در جدول کشورها ببینید که چه کشورهایی تورم‌شان از ما کمتر است. بی‌غیرت‌ترین افراد هم باید ناراحت شوند که ما داریم با خودمان چه می‌کنیم. در داده‌های رسمی کشور آمده که در کل دوره پس از جنگ، همواره نزدیک به دو سوم جمعیت در سنین فعالیت کشور، هیچ نقش تعیین‌کننده‌ای در تولید ملی ندارند. به عبارت دیگر، سیاست‌های فقرزا و اشتغال‌زدا کمر ایران را می‌شکند و ما را هم در داخل شکننده و نااستوار و ناپایدار کرده و هم دائما بیرونی‌ها را تحریک می‌کند تا از هر زاویه‌ای به هر شکلی که می‌توانند به قلمروی سرزمینی و منافع ملی ما تعرض کنند. او تاکید کرد: اگر کشور ما بخواهد از هر زاویه‌ای ثبات و آرامش و توسعه پایدار داشته باشد، باید به توسعه انسانی، عدالت، و کاهش نابرابری توجه کند و به بازنگری‌هایی نیاز دارد. در سال ۱۳۹۶ کتابی منتشر کردم با عنوان «آزادی و توسعه در ایران امروز» که در آن نشان دادم ساخت سیاسی و اقتصادی ایران، و حتی ساختار جغرافیای کشور هم به صورت نظام‌ وار نابرابری‌های ناموجه ایجاد می‌کند. در گزارش آبان ۱۴۰۳، مرکز پژوهش‌های مجلس درباره اوضاع و احوال سیاست‌های حمایتی در ایران گفته بود، هر میزان از سال پایان جنگ به امروز نزدیک‌تر می‌شویم شکنندگی جامعه ایران از سیاست‌های فقرزا و نابرابرساز بیشتر می‌شود. در این گزارش می‌گوید که فقط در فاصله سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲، توان خانوارهای ایرانی برای تامین هزینه‌های آموزشی فرزندان‌شان، بیش از ۸۰ درصد کاهش پیدا کرده است. پرسش این است: ما در این سال‌ها چه کار ویژه‌‌ای انجام داده‌‌ایم؟ چه اقداماتی کرده‌ ایم؟ پاسخش این است که پرتعدادترین شوک‌های قیمتی در این دوره در اقتصاد ایران به نرخ ارز در دستور کار بوده است.

    مدیریت نیازمند تمرکز ویژه است

    مومنی خاطرنشان کرد: وقتی ما با یک جنگ ملی روبرو می‌شویم از لحاظ اندیشه‌ای کانون تمرکزمان را باید کجا بگذاریم. یک زاویه بسیار مهم دیگری که برای ورود به ارزیابی و تحلیل این جنگ تحمیلی ۱۲ روزه خیلی اهمیت دارد که بر آن تمرکز داشته باشیم، زاویه ژئوپلیتیکی است. از پیدایش تاریخ تاکنون همیشه یکی از چیزهایی که مطرح بوده، این است که ایران در یک منطقه بسیار حیاتی ژئوپلیتیکی قرار داشته است. بی‌شمار رویکرد نظری هم در این زمینه وجود دارد، مثلا در سال‌های اخیر بسیاری آنچه از بیرون بر ایران آوار می‌شود را در این چارچوب نظریه هارتلند توضیح داده‌‌اند. بحث کلیدی در اینجا این است که وقتی ما در منطقه بسیار حساس و تعیین‌کننده از دنیا قرار داریم اگر بخواهیم امورات‌مان به صورت قابل قبول اداره شود باید چه کنیم؟!؟ رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: پاسخ سرراست این مساله این است که باید جهان را خوب بشناسید؛ اقتصاد سیاسی بین‌المللی، قواعد بازی و ساختار سلسله‌ مراتبی قدرت را در دنیا خوب بشناسید تا بتوانید با قاعده‌گذاری‌‌ها و مواجهه‌های زمانه، آگاهانه و خردورزانه‌‌ترین تصمیم‌گیری‌‌ها را انجام بدهید. تکان‌دهنده‌‌ترین و هولناک‌ترین ضربه‌ها به تمامیت ارضی ایران، از نقطه عطف نخستین موج انقلاب صنعتی تا به امروز، همیشه به دلیل جهل یا دانایی ناکافی ما نسبت به این موضوع بوده که در عالم چه می‌گذرد. داده‌های بسیار خارق‌‌العاده‌ای در این باره وجود دارد و ما می‌توانیم بررسی این روند را تا به امروز ادامه دهیم..

    مومنی اضافه کرد: زمان‌ آگاهی انقلابیون مشروطه، بر اساس شرایط زمانه‌‌شان، از زمان‌ آگاهی امروز ما، با وجود علم، فناوری و سطح واقعا موجود، بسیار بیشتر بوده است، که این خود موضوع بحث جداگانه‌ای است. یکی از عناصری که این مساله را به‌ خوبی نشان می‌دهد این است که انقلابیون در انقلاب مشروطه، به‌ محض پیروزی، تمرکز اصلی‌‌شان را روی اصلاح رفتارهای مالی حکومت در ایران گذاشتند. صد سال بعد، متفکر بزرگی در تراز داگلاس نورث، زمانی که می‌خواست به این پرسش پاسخ بدهد که چرا با وجود اینکه در ربع پایانی قرن هجدهم کشورهای اروپایی از همه نظر هم‌تراز بودند، انگلستان در انقلاب صنعتی پیشگام شد، توضیح داد که حدود ۳۷ الگوی تبیینی در این زمینه وجود دارد. اما مهم‌ترین آن این است که انگلستان نخستین کشور در اروپا بود که رفتارهای مالی حکومت را به‌هنجار کرد؛ آن را از وضعیت قائم به شخص، به‌صورت نهادمند درآورد و اعلام کرد شاه باید درباره نحوه کسب درآمد و چگونگی هزینه‌ کرد آن،  مجری تصمیمات  پارلمان  باشد.

     ۸۵  درصد خطاهای نفتی ایران  طی نیم‌ قرن تکرار شده‌اند

    مومنی با اشاره به پژوهشی که در خصوص خطاهای سیاستگذاری در هنگام جهش قیمت نفت، در دانشکده اقتصاد زیر نظر او انجام شده است، گفت: ۸۵ درصد خطاهای سیاستی ما، با اولین شوک نفتی در دوره ۵۲ تا ۵۶، با آخرین آن، که در دوره ۸۴ تا ۹۰ بوده، یکسان است. با اینکه تعداد اساتید و دانشکده‌های اقتصاد ایران چند ده برابر و تعداد دانشجویان اقتصاد چند صد برابر شده‌اند، پرسش بنیادی این است که چرا اینها در عمل برای یادگیری ما کارکرد بایسته‌‌ای نداشته‌‌اند؟

     دانایی درباره تولید فناورانه  باید به هویت جمعی تبدیل شود

    وی با تاکید بر اینکه باید بررسی کرد که چرا امریکا و اسراییل فکر می‌کنند از طریق بلاتکلیف نگه‌ داشتن ما، منافع‌شان بهتر تامین می‌شود، ادامه داد: باید دوره‌های آموزشی برگزار کرد که پویایی‌‌های تولید فناورانه را از نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز به شکل عالمانه‌‌ای صورت‌‌بندی کند و این دانایی به یک دانایی و هویت جمعی تبدیل شود. به این دلیل می‌گویند که مساله تولید فناورانه، به مفهوم مدرنش، یک مساله مستحدث است که یک گسست بین دنیای پیشا نخستین موج اول انقلاب صنعتی و پسا نخستین موج انقلاب صنعتی پدیدار کرده است. مثلا تاریخ‌‌شناسان بزرگ اقتصادی در این زمینه کارهایی کردند که واقعا قابل اعتناست.  این اقتصاددان خاطرنشان کرد: تمام شواهد در دوره بعد از جنگ در ایران نشان می‌دهد که غفلتی که از این زاویه در نظام اداره کشور صورت گرفته، از غفلتی که از فقر و نابرابری بوده، ۱۰ پله بدتر است؛ یعنی پشت کردن به تولید فناورانه و رو آوردن به رانت و ربا و سوداگری و واردات.

     سایه سنگین افزایش نیاز ارزی  بر چشم‌انداز رشد اقتصادی ایران

    این استاد اقتصاد یادآور شد: برای نمونه، قانون برنامه چهارم توسعه در سال ۱۳۸۳ تنظیم شد. در آن سند، برای تحقق رشد متوسط ۸ درصد در سال، ارزبری این هدف را سالی ۵/۱۶ میلیارد دلار در نظر گرفت؛ یعنی ما در سال ۱۳۸۴ به‌صورت ایده‌آل، ۵/۱۶ میلیارد دلار در سال نیاز داشتیم تا رشد ۸ درصدی را تجربه کنیم. نقطه عطف بعدی، سال ۱۳۹۶ بود؛ زمانی که می‌خواستیم برنامه ششم را اجرا کنیم. در آن نقطه، در سیاست‌های کلی برنامه ششم گفته شد که در این برنامه نیز باید رشد متوسط ۸ درصدی ایجاد شود.
    وی تاکید کرد: اینکه اهداف کمی به‌ عنوان سیاستگذاری کلی مطرح می‌شوند، خودش ماجراهایی دارد. اما می‌خواهم بگویم: وقتی این هدف کمی مطرح شد، رییس وقت سازمان برنامه، که سخنگوی دولت وقت نیز بود، گفت محاسبه‌های سازمان برنامه نشان می‌دهد برای اینکه بخواهیم رشد ۸ درصدی داشته باشیم، نیازمند سالی ۲۰۰ میلیارد دلار ارز هستیم. سرعت در قهقرا را از این زاویه نگاه کنید! کشور سال ۱۳۸۴ با سالی ۵/۱۶ میلیارد دلار می‌توانسته رشد ۸ درصدی محقق کند، اما در سال ۱۳۹۶ به جایی رسیده که سالی ۲۰۰ میلیارد دلار برای آن نیاز دارد!

     بدون اصلاح قاعده‌گذاری به استقلال نمی‌رسیم

    به گفته رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ درک ما از دانش‌ بنیانی، اقتضائات قاعده‌‌گذاری و تخصیص منابع در این زمینه، از دریچه وابستگی فناورانه، نیازمند بازنگری بسیار بنیادی است. اساس ماجرا این است که اگر ما به دانش‌ بنیانی به‌ مثابه یک نظام حیات جمعی و شیوه تولید نگاه کنیم، هم می‌توانیم نسبت خودمان را با فقرزایی و تشدید عقب‌‌ماندگی در سیاست‌های داخلی، و هم نسبت خودمان را با    اقتضائات نظام  بین‌المللی به شکلی کارآمد تعریف کنیم. صورت‌‌بندی مفهومی و نظریه حرکت به   این سمت در ایران قرن بیستم، و به‌ویژه بر محور اندیشه‌های سیدحسن مدرس و محمد مصدق وجود دارد. اگر از این دریچه    ببینیم،  متوجه می‌شویم ظرفیت‌‌های مادی، انسانی و ژئوپولیتیکی‌ مان مستعد این است که اگر بینش خودمان را اصلاح کنیم و رویمان را به هدف کنیم، با یک زمان معقول می‌توانیم هم استقلال و تمامیت ارضی‌‌مان را حفظ کنیم، هم مردم‌مان را   از  رفاه قابل قبول  برخوردار کنیم  و  هم جایگاه   شایسته‌‌ای در  نظام  جهانی  داشته   باشیم .

    تعادل



    مطلب پیشنهادی

    طرح جدید بلندمرتبه‌سازی تهران روی میز بررسی؛ ساخت‌وسازها با الگوی تازه دنبال می‌شود

    طرح جدید بلندمرتبه‌سازی تهران روی میز بررسی؛ ساخت‌وسازها با الگوی تازه دنبال می‌شود

    برزن نیوز: محمد سرلک، مدیرکل دفتر نظارت بر طرح‌های توسعه و عمران، با تشریح آخرین …

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *