چنان که دو محورِ اقتدارگرایی و نابرابری دو کلان مساله اصلیِ عرصه سیاست ملی هستند، در عرصه شهری هم دو کلان مساله، همین اقتدارگرایی و نابرابری هستند و چنان که در عرصه ملی، ما با مطالبات طبقه متوسط جدید در زمینه آزادی های سیاسی، فرهنگی و فردی مواجه هستیم و از طرفی مطالبات طبقه کارگر و تهی دستان شهری و روستایی برای رفاه و بازتوزیع، در عرصه شهری نیز مطالبات طبقه متوسط جدید برای بهره مندی از فضای فرهنگی و عمومی متنوع، شادمانی، توجه به علائق فرهنگی و نشانه ها و سرمایه های نمادین و احساس مشارکت را داریم و برخورداری از توزیع عادلانه خدمات و امکانات، سیاست های رفاه شهری، شهر ارزان و خروج از تله فضایی فقر برای تهی دستان شهری.
▫️همچنان که در عرصه سیاسی ما نیروهای اصلاح طلب و تحول خواه متعارف را داریم و از سویی معضل نمایندگی نشدن نیروهای اجتماعی(کارگران، معلمان، کشاورزان، بازنشستگان، ساکنان سکونتگاه های غیررسمی و فقیر)، در عرصه شهری نیز شوراهای شهر با مشکل فقدان نمایندگی اجتماعی، فقدان حضور دغدغه مندان و کوشندگان شهری مواجه بوده است.
در این فضا، اصلاح طلبی دادخواه می تواند آن گفتاری باشد که دستاوردهای عملی و گفتمانیِ شورای پنجم را نظیر شفافیت، ارتقای مشارکت، کاهش فساد، توجه به تنوع فرهنگی شهر، اهمیت فضای عمومی و افزایش شادمانی را بسط دهد و با نقد «گران سازی تهران» و «خصوصی سازی و برون سپاری خدمات اجتماعی شهرداری»، ائتلاف اجتماعی بین طبقه متوسط جدید و گروه های کمتر برخوردار شهری را برقرار سازد، با تأکید بر گفتمان مدنی و تخصصی، اصلاحات نهادی را به اصلاحات دموکراتیک افزوده نماید، ترکیب و سیمای فراگیرتری پیدا کند و بتواند باب گفتگو را با نیروهای متخصص، تکنوکرات و فعالان اجتماعی جناح رقیب در توافق با اصلاحات نهادی در شهر بگشاید.
این روند مستلزم آن است که در ترکیبِ انتخابی برای لیست شورا بیش از نیروهای احزاب سیاسی، به متخصصان، فعالان مدنی، کارشناسان و مدیران شهری، شورایاران و فعالان محلی توجه شود. امری که برای ترکیب شورای پنجم کمتر مورد توجه واقع شد و مورد انتقاد بدنه اجتماعی و جوان اصلاح طلب نیز در نامه هایی موسوم به «اصلاح اصلاحات» یا نامه در خصوص ساختار نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان، قرار گرفت.
پایگاه خبری تحلیلی برزن نیوز نخستین پایگاه تخصصی مطالعات میان رشته ای (برنامه ریزی شهری – منطقه ای)