رودخانهای که قرار است دوباره مرکز شهر شود
هانوی، پایتخت ویتنام، در حال بازنگری طرح شهری حاشیه رود سرخ است؛ رودخانهای که سالها بیشتر بهعنوان یک مانع طبیعی در ساختار شهر دیده شده، اما اکنون قرار است به یکی از محورهای اصلی توسعه، فضای عمومی، حملونقل و اقتصاد شهری تبدیل شود.
بر اساس گزارش تازه منتشرشده درباره طرح اصلاحی، محدوده مورد مطالعه حدود ۱۱ هزار و ۴۱۸ هکتار وسعت دارد و در امتداد نزدیک به ۴۰ کیلومتر از رود سرخ، از پل هونگها تا پل مهسو، کشیده شده است. برای این محدوده جمعیتی بین ۸۰۰ هزار تا ۱.۲ میلیون نفر پیشبینی شده است.
اما مهمترین بخش این طرح نه تعداد ساختمانها و جمعیت آینده، بلکه نحوه مواجهه با سیلاب است.
در نسخه جدید طرح، بیش از هزار هکتار از زمینها نسبت به محدودههای قبلی، برای توسعه و بالاآوردن تراز زمین مورد بررسی قرار گرفتهاند. مسئولان هانوی تأکید کردهاند که این موضوع باید بر اساس مدلسازی هیدرولوژیک و هیدرولیک و پس از بررسی متخصصان ایمنی سیلاب و حفاظت از سدها تعیین تکلیف شود.
به بیان دیگر، هانوی میخواهد توسعه کند، اما توسعه را مشروط به حفظ ظرفیت عبور آب کرده است.
یک «اتاق نشیمن شهری» در کنار رودخانه
طرح جدید، حاشیه رود سرخ را به سه بخش اصلی تقسیم میکند.
بخش نخست، از پل هونگها تا پل تانگلانگ، حدود ۳۴۳۶ هکتار وسعت دارد و بیشتر بر حفاظت اکولوژیک، طبیعت، ورزش و فضاهای سبز متمرکز خواهد بود.
بخش دوم، از پل تانگلانگ تا پل تانتری، با حدود ۴۵۴۸ هکتار، مهمترین بخش طرح محسوب میشود. این محدوده قرار است به یک فضای چندمنظوره شامل مراکز عمومی، فرهنگی، تجاری و خدماتی تبدیل شود. در این قسمت ایدهای با عنوان «اتاق نشیمن شهری» مطرح شده؛ فضایی که پارک، سکونت، فعالیتهای عمومی و خدمات شهری را در کنار هم قرار میدهد.
بخش سوم نیز از پل تانتری تا مهسو امتداد دارد و ترکیبی از فعالیتهای تجاری، خدماتی، گردشگری، کشاورزی اکولوژیک و فضاهای سبز خواهد بود. روستای تاریخی سفالگری باتچانگ نیز در این بخش حفظ و تقویت میشود.
در مجموع، ایده اصلی این است که رودخانه از حاشیه شهر به ستون فقرات توسعه شهری تبدیل شود.
توسعه در برابر سیلاب؛ نقطه حساس طرح
مهمترین درس این پروژه برای برنامهریزان شهری، شاید همین تناقض ظاهری باشد: از یک سو، رودخانه به عنوان فرصت توسعه دیده میشود و از سوی دیگر، همان رودخانه بزرگترین محدودیت توسعه است.
طرح هانوی بر مفهوم «سازگاری با سیلاب» تأکید دارد. ساختمانها و کاربریهای شهری قرار است بر اساس ارتفاع زمین و میزان خطر سیلاب سازماندهی شوند.
در ارتفاعات بالاتر از حدود ۱۱.۵ متر، امکان استفاده از الگوهای متعارف ساختوساز بیشتر است؛ اما در محدودههای پایینتر، استفاده از سازههای سازگار با آبگرفتگی، فضاهای باز و حتی نمونههایی مانند سازههای شناور یا پایهدار پیشنهاد شده است.
این رویکرد نشان میدهد که سیاست جدید صرفاً «مقابله با آب» نیست؛ بلکه تلاش میکند بخشی از شهر را برای زندگی با آب آماده کند.
همین تغییر نگاه، یکی از مهمترین تحولات برنامهریزی شهری در شهرهای در معرض تغییرات اقلیمی است.
۱۷ پل، ۱۱ خط مترو و یک محور سبز
این طرح فقط پروژهای برای توسعه زمینهای کنار رودخانه نیست. شبکه حملونقل نیز بخش مهمی از آن است.
در برنامه جدید، ایجاد یا تقویت ۱۷ پل جادهای برای اتصال دو سوی رودخانه پیشبینی شده و محدوده قرار است به ۱۱ خط ریلی شهری متصل شود.
همچنین یک بلوار منظرین در دو سوی رودخانه طراحی شده که قرار است با فضاهای سبز، پارکها، مسیرهای عمومی و امکانات گردشگری و فرهنگی همراه شود.
این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر توسعه جدید صرفاً با ساخت بزرگراه و ساختمانهای بلندمرتبه پیش برود، احتمالاً به تولید یک حاشیه شهری خودرومحور منجر خواهد شد.
اما اگر حملونقل عمومی، فضای عمومی و کاربریهای مختلط همزمان با توسعه مسکن ایجاد شوند، رودخانه میتواند به یک محور واقعی شهری تبدیل شود.
هانوی یک هشدار هم دارد
البته طرح هانوی را نمیتوان صرفاً یک الگوی موفق معرفی کرد. افزایش سطح قابل توسعه در اراضی سیلابی، حتی با وجود مدلسازیهای مهندسی، ریسکهایی دارد.
خود اسناد طرح نیز تأکید کردهاند که تعیین نهایی محدودههای توسعه تنها پس از مطالعات دقیقتر و ارزیابیهای تخصصی درباره ایمنی سیلاب و حفاظت از سامانههای حفاظتی رودخانه انجام خواهد شد.
از سوی دیگر، توسعه یک محور ۴۰ کیلومتری با ظرفیت جمعیتی تا ۱.۲ میلیون نفر، نیازمند سرمایهگذاری سنگین در آب، فاضلاب، حملونقل عمومی، خدمات اجتماعی و زیرساختهای شهری است.
به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا میتوان کنار رودخانه ساخت؟»؛ پرسش مهمتر این است که چه مقدار، در کجا و با چه نوع کاربری میتوان ساخت؟
تهران چه درسی میتواند بگیرد؟
تجربه هانوی برای تهران از چند جهت قابل توجه است.
تهران نیز با روددرهها، مسیلها و پهنههای طبیعی متعددی مواجه است که همزمان ظرفیت ایجاد فضای سبز، کاهش خطر سیلاب و شکلدهی به فضاهای عمومی را دارند.
اما در بسیاری از موارد، رودخانه و مسیل در برنامهریزی شهری بیشتر به عنوان مسئلهای مهندسی دیده شدهاند؛ یعنی موضوعی برای دیوارکشی، هدایت آب یا احداث سازههای کنترل سیلاب.
تجربه هانوی یک سؤال متفاوت مطرح میکند: آیا میتوان پهنههای آبی و مسیلها را به زیرساخت سبز شهر تبدیل کرد؟
به جای آنکه مسیل صرفاً یک کانال انتقال آب باشد، میتواند بخشی از یک شبکه پیوسته شامل پارک، مسیر پیاده و دوچرخه، فضای عمومی، پوشش گیاهی و سامانه مدیریت آبهای سطحی باشد.
از این منظر، روددرههای تهران میتوانند نه فقط «حریم خطر»، بلکه بخشی از شبکه تابآوری شهری باشند؛ البته مشروط به آنکه ظرفیت واقعی عبور سیلاب و الزامات ایمنی، مقدم بر منافع ساختوساز قرار گیرد.
شهر آینده؛ نه پشت به رودخانه، بلکه رو به آن
هانوی در حال تلاش برای تغییر رابطه خود با رود سرخ است؛ از شهری که در بسیاری از نقاط پشت به رودخانه داشته، به شهری که رودخانه را به فضای عمومی، حملونقل، طبیعت و اقتصاد شهری پیوند میدهد.
این پروژه هنوز در مرحله برنامهریزی و مشاوره عمومی است و بسیاری از جزئیات آن ممکن است تغییر کند. اما اهمیت آن فراتر از خود هانوی است.
شهرهای قرن بیستویکم با دو فشار همزمان مواجهاند: نیاز به زمین برای توسعه و نیاز به حفظ ظرفیتهای طبیعی برای مقابله با بحران اقلیمی.
راهحل لزوماً توقف توسعه نیست؛ بلکه تغییر مدل توسعه است.
تجربه هانوی نشان میدهد که شاید آینده برنامهریزی شهری در شهرهای پرخطر، نه در حذف طبیعت از شهر، بلکه در ادغام طبیعت با ساختار شهر باشد؛ جایی که رودخانه، پارک، حملونقل عمومی، مسکن و فضای عمومی در یک طرح واحد دیده شوند.
منبع اصلی: گزارش The Investor درباره بازنگری طرح توسعه شهری حاشیه رود سرخ در هانوی، منتشرشده در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶؛ با تطبیق و تحلیل اختصاصی برای برزن نیوز.
پایگاه خبری تحلیلی برزن نیوز نخستین پایگاه تخصصی مطالعات میان رشته ای (برنامه ریزی شهری – منطقه ای)