امسال به مناسبت ابتلا خانواده به ویروس ناشناختهای که فراگیر شد و تاکنون نیز مشخص نشده که دقیقا چه بود و چه شد، ایام نوروز را در تهران گذراندم و تنها برنامه ثابتم کوهنوردی و پیاده روی در بوستانهای تهران بود. چیزی که پس از مدت کوتاهی در این پیادهروی ها نظرم را جلب کرد، رها شدگی و بی توجهی بیسابقه شهرداری به فضای سبز حاشیه معابر و بوستانها بود(حداقل در محدوده منطقه ۸ که محل پیاده رویهای روزانهام بود). برخلاف هر سال که پیش از نوروز گلکاری، چمن و وضعیت کلی فضای سبز خیابانها و بوستانها حتی به شکل سرهم بندی شدهای تغییر کرده و به قول معروف شهر آماده استقبال از بهار میشد، امسال به شکلی کاملا مشهود، اثری از این گونه فعالیتها نبود و فقط تعداد کمی گلدانهای طبقاتی یا المانهای فضایی گلکاری شده در برخی از نقاط شهر درمیان جدول های رنگ پریده خودنمایی میکرد. اگر به طور دقیقتر بخواهم مشاهدات خود را تشریح کنم، در منطقه ۸ تهران در بسیاری از باغچهها که سالها پوشش چمن داشت مثلا در خیابان های سیمتری و چهل و شش متری نارمک، میدانهای اصلی و فرعی نارمک، بوستانهای شقایق، فدک، مینیاتور و… به نحو آشکاری چمن ها زرد یا کچل شده بود و گلکاری جدیدی در محوطههای بوستانها مشاهده نمیشد. حتی باغچه روبروی ساختمان شهرداری منطقه در میدان هفت حوض که معمولا یکی از مرتب ترین و پرگلترین باغچههای منطقه بود، امسال تازه در میانه تعطیلات نوروز از گلکاری جدید برخوردار شد!
اما هدف از این نوشته انتقاد از مسئولین شهرداری و بررسی علل این وضعیت نیست. برعکس، حداقل درمورد عدم ترمیم پوشش چمن در باغچههای معابر و حتی بخشی از بوستانها، فکر میکنم که اتفاقاً این وضعیت چندان هم نامناسب نیست و اگر به درستی با آن برخورد شود، میتواند به تغییر مسیر مهمی در زمینه صرفه جویی در مصرف آب در شهرهای بزرگی مانند تهران منجر شود!

سالهاست که کارشناسان و دلسوزان محیط زیست، نسبت به پوشش وسیع چمن در شهرهای ایران و نیاز فوق العاده این نوع پوشش به آبیاری که به هیچ وجه مناسب شرایط مناطق خشک و نیمه خشک نیست، تذکر و هشدار میدهند. ساعت نامناسب، روشهای قدیمی و غیر بهینه مورد استفاده برای آبیاری و پراکندگی این پوششها هم در تشدید مصرف آب آن موثر بوده که معمولاً به این نکات نیز بیتوجهی میشود. به رغم همه این انتقادها و هشدارها، وجود پهنههای گسترده ی چمنکاری شده از قبل، زیبایی این پوشش و نقش هرچند اندک آن در تلطیف هوا در مقیاس محلی، تأثیر آن در تثبیت خاک و ممانعت از ایجاد گرد و غبار، سادگی و قیمت پایین اجرا و نگهداری در وسعت زیاد(با توجه به قیمت نزدیک به صفر آب مصرفی، دستمزد کارگران غیر ماهر و…)، علاقه و شاید عادت شهروندان به مشاهده پوشش کامل سطح خاکی باغچهها با چمن و… درکنار ضوابط شهرسازی مربوط به سرانه های فضای سبز و احتمالاً منافع پیمانکاران همکار شهرداری، موجب شدهاند که اقدام مشخصی را برای محدود کردن پوشش چمن در شهرها شاهد نباشیم. اکنون که وضعیت پوششهای چمن در شهر تهران به هرعلتی دچار نقصان شده، شاید بیش از هر زمان دیگری پیشنهاد تغییر پوشش چمنِ باغچههای آسیب دیده و ترمیم نشده منطقی، قابل طرح و پیگیری به نظر میرسد. البته اجرای این امر قطعاً به بررسی و برنامهریزی دقیقی نیاز دارد که اینجانب از وجود مطالعات و طرح های اجرایی در این زمینه بی اطلاعم. اما اجمالاً میتوان در این خصوص به نکاتی اشاره کرد:
- سرانه های فضای سبز ملاک عمل در شهرهای ایران یک بازه مشخص و ثابت دارد که به گفته کارشناسان امر، بدون توجه به وضعیت خشکیِ غالب در اقلیم ایران تنظیم شده و در آن حتی طبقه بندی شهرهای گرم و سرد یا مرطوب و خشک نیز مد نظر قرار نگرفته است. ضروری است مطالعات دقیقی به منظور بررسیِ بین رشته ای در موضوعِ سرانهِ فضای سبز جهت تجدید نظر در آن صورت گیرد. گفتنی است که طبق همین سرانه های موجود نیز باغچه ها و رفوژ معابر و رمپ و لوپ تقاطع ها در تامین سرانه فضای سبز منظور نمی شود و ایجاد پوشش چمن برای این بخش ها، بیشتر انتخاب مدیران شهری یا طراحان و مجریان مقطع عرضی معابر است و با تجدید نظر در این امر، حتی پیش از تغییر در سرانه های مصوب نیز می توان به بخشی از هدف صرفه جویی در مصرف آب دست یافت.
- تغییر پوشش چمن صرفاً در مواردی پیشنهاد میشود که این پوشش بخش جدایی ناپذیر از یک مجموعه مطالعه و طراحی شده نما و منظر شهری یا معماری و … نباشد. مثلا پارک لاله که پوشش چمن بخش مهمی از طرح اولیه و هویت بصری آن است، به هیچ وجه موضوع این پیشنهاد نخواهد بود.
- پوشش جایگزین چمن می تواند طیف وسیعی را از درختان مثمر و غیر مثمر، درختچه ها، شمشادها، گیاهان رونده و بوتههای خشکی پسند، گیاهان بومی مرتعی یا محصولات دیم کاری مانند یونجه و … تا سنگ، آجر و قلوه سنگ و ریگ، با تنوع بسیار از نظر رنگ، چینش، بافت و … شامل شود. پیشنهاد پوشش سطح خاک با مصالح سختی چون سنگ و آجر برای مناطقی مانند حاشیه معابر است که امکان یا زیرساخت آبیاری مکانیزه و بهینه وجود نداشته یا به هر دلیل مسیر عبور افراد پیاده باشد که تنها با رعایت زهکشی خوب و امکان تنفس خاک زیرین و سایر جزئیات فنی قابل توصیه است.
- انتخاب نوع پوشش جایگزین به شرایط محلی، نوع بهره برداری، شیب زمین، آفتابگیری، جنس خاک، امکان تردد عابرین، نیاز خاک به زهکشی، تناسب رنگ و بافت پوشش با محیط، نیاز و امکان زیرسازی و … بستگی دارد و لازم است مطالعات دقیقی در این مورد انجام شود. مثلاً در سطوح شیب دار ممکن است استفاده از گیاهان رونده مانند پاپیتال در پای درختان سایهانداز، یا درخت چسب و انواع گل ناز در سطوحِ ترانشهایِ رو به آفتاب و پشت به آن، توصیه شود.

- برای باغچههای کوچکِ حاشیه معابرِ کم عرض، درصورتی که امکان آبیاری بهینه وجود نداشته باشد- اگرچه اساساً دلیلی هم برای پوشاندن سطح خاک وجود ندارد!- به عنوان جایگزین چمن شاید بهترین انتخاب ریگ پاشی ساده باشد که هم از نظر سادگی اجرا و هم از نظر هزینه توجیه پذیر است. حتی در طراحی باغچههای نواری در معابر کم عرض، حذف حداقل بخشی از باغچه که بین درختان قرار گرفته (و اغلب با چمن پوشانده می شود) و افزودن آن به جزئیات دیگرِ مقطع عرضی خیابان، مانند جوی، پیاده رو یا سواره رو قابل بررسی است. درمقابل از همین پیشنهاد نیز می توان برای شکستن ذهنیت طراحان و مجریان طرح های شهری در ثابت و پیوسته دیدن مقطع عرضی خیابان استفاده کرد. مثلاً به جای درنظر گرفتن یک یا دو باغچه نواری باریک در کنار معبری با بیش از ۲ خط سواره، می توان بخشی از خط اختصاصی به پارکینگ حاشیه ای را در مقاطع مشخصی قطع نموده و به کاشت درخت اختصاص داد. بدین ترتیب هم امکان کاشت درخت فراهم شده و نیازی به پوشش سطح بین درختان با چمن نیست و هم به حل مشکل عرض کم معبر و تردد سواره در آن کمک خواهد شد. همین روش درمورد معابری با پیاده رو عریض به این شکل قابل اجرا است که درختان با باغچه های محدود و جدا از هم در پیادهرو کاشته شده و فضای بین درختان به مبلمان شهری اختصاص داده شود.

پایگاه خبری تحلیلی برزن نیوز نخستین پایگاه تخصصی مطالعات میان رشته ای (برنامه ریزی شهری – منطقه ای)