در جهان امروز، رقابت کشورها تنها در عرصه سیاست، اقتصاد و فناوری تعریف نمیشود. بخش مهمی از این رقابت در میدان روایتها شکل میگیرد؛ جایی که ملتها میکوشند تصویر خود را در ذهن افکار عمومی جهان بازتعریف کنند. در این میان، شهرها بهعنوان نزدیکترین نهادهای حاکمیتی به زندگی روزمره مردم، به بازیگران جدید دیپلماسی عمومی تبدیل شدهاند؛ بازیگرانی که میتوانند از مسیر فرهنگ، هنر، میراث تاریخی، سبک زندگی شهری و ارتباطات مردمی، نقشی تعیینکننده در شکلدهی به روابط بینالمللی ایفا کنند.
تحولات دو دهه اخیر نشان داده است که بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، پیش از آنکه با شاخصهای کالبدی یا اقتصادی شناخته شوند، با روایت فرهنگی خود در عرصه بینالمللی حضور یافتهاند. از شهرهایی که برند جهانی خود را بر پایه هنر و خلاقیت بنا کردهاند تا شهرهایی که تاریخ، میراث و هویت تمدنی را به ابزاری برای گفتوگو با جهان تبدیل کردهاند، همگی از یک اصل مشترک پیروی میکنند؛ اینکه دیپلماسی دیگر صرفاً در وزارتخانهها و سفارتخانهها شکل نمیگیرد و شهرها نیز سهمی مهم در این میدان دارند.
در ایران نیز همزمان با گسترش ارتباطات جهانی و افزایش اهمیت دیپلماسی فرهنگی، توجه به نقش کلانشهرها در عرصه تعاملات بینالمللی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. تبدیل کمیته ارتباطات مجمع شهرداران کلانشهرهای ایران به «کمیسیون ارتباطات و امور بینالملل» را میتوان نشانهای از این تغییر رویکرد دانست؛ رویکردی که میکوشد شهرها را از جایگاه دریافتکننده سیاستهای بینالمللی به جایگاه کنشگر فعال در عرصه دیپلماسی شهری و فرهنگی ارتقا دهد. به مناسبت روز دیپلماسی فرهنگی و تعامل با جهان، با سیدعلی معرکنژاد، رئیس کمیسیون ارتباطات و امور بینالملل مجمع شهرداران کلانشهرهای ایران، درباره جایگاه شهرها در دیپلماسی فرهنگی، ظرفیتهای مغفول کلانشهرهای کشور و چشمانداز پیش روی این حوزه به گفتوگو نشستهایم.
به عنوان نخستین سؤال، بفرمایید تشکیل کمیسیون ارتباطات و امور بینالملل در مجمع شهرداران کلانشهرهای ایران با چه ضرورتی انجام شد و چه تغییری در نگاه کلانشهرها به حوزه دیپلماسی فرهنگی ایجاد کرد؟
اگر بخواهیم از منظر ساختاری به موضوع نگاه کنیم، مجمع شهرداران کلانشهرهای ایران سالهاست که در حوزههای مختلف تخصصی دارای کمیسیونهای فعال است. این کمیسیونها در واقع بستر انتقال تجربه، اشتراک دانش، هماهنگی سیاستها و همافزایی میان کلانشهرهای کشور را فراهم میکنند. در حوزههایی مانند حملونقل، خدمات شهری، برنامهریزی، عمران و فرهنگ، ساختارهای نسبتاً تثبیتشدهای وجود داشت، اما در حوزه ارتباطات، رسانه و امور بینالملل، جایگاه متناسب با اهمیت این حوزه تعریف نشده بود.
واقعیت این است که در سالهای اخیر، ارتباطات، رسانه و دیپلماسی شهری از یک موضوع جانبی به یک ضرورت راهبردی تبدیل شدهاند. شهرها دیگر صرفاً واحدهای خدماترسان نیستند؛ بلکه به بازیگرانی مؤثر در عرصه روابط بینالملل و دیپلماسی عمومی تبدیل شدهاند. بر همین اساس، در نشست شهرداران کلانشهرهای ایران که در همدان برگزار شد، پیشنهادی ارائه شد تا کمیته ارتباطات به کمیسیونی مستقل ارتقا یابد. این پیشنهاد با اجماع کامل شهرداران به تصویب رسید و به این ترتیب کمیسیون ارتباطات و امور بینالملل مجمع شهرداران کلانشهرهای ایران شکل گرفت.
این اتفاق صرفاً یک تغییر اداری نبود؛ بلکه نشاندهنده ارتقای جایگاه ارتباطات، رسانه و دیپلماسی شهری در نظام مدیریت کلانشهری کشور بود. پس از تشکیل کمیسیون نیز چندین کمیته تخصصی شامل کمیته ارتباطات رسانهای، کمیته تبلیغات رسانهای، کمیته هوشمندسازی و کمیته امور بینالملل شکل گرفت تا هر یک از این حوزهها به صورت تخصصی دنبال شوند.
در روز دیپلماسی فرهنگی و تعامل با جهان، مهمترین رویکرد این کمیسیون در حوزه دیپلماسی فرهنگی چیست؟
مهمترین رویکرد ما این است که شهرها را به عنوان بازیگران فعال دیپلماسی عمومی به رسمیت بشناسیم. در بسیاری از کشورهای جهان، شهرداریها و مدیریتهای شهری نقش مهمی در شکلدهی به ارتباطات بینالمللی دارند. شهرها به دلیل ارتباط مستقیم با مردم، ظرفیتهای گستردهای در حوزه فرهنگ، هنر، گردشگری، آموزش، میراث تاریخی و تعاملات اجتماعی دارند که میتواند در خدمت دیپلماسی فرهنگی قرار گیرد.
در ایران نیز تلاش کردهایم این نگاه را تقویت کنیم. یکی از نخستین اقدامات ما، شناسایی ظرفیتهای موجود در کلانشهرها بود. بررسی کردیم که هر شهر چه تجربیاتی در عرصه بینالملل دارد، چه ظرفیتهایی در اختیار دارد و چگونه میتوان این ظرفیتها را در قالب یک شبکه ملی فعال کرد.
بر همین اساس، تعامل گستردهای با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی آغاز شد. این سازمان به واسطه شبکه دفاتر فرهنگی خود در کشورهای مختلف جهان، یکی از مهمترین بازوهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالملل محسوب میشود. در جلساتی که برگزار شد، به این نتیجه رسیدیم که میان ظرفیتهای موجود در شهرهای ایران و ظرفیتهای موجود در دفاتر فرهنگی خارج از کشور، یک حلقه مفقوده وجود دارد و آن تولید و تأمین محتوای استاندارد برای معرفی شهرهای ایران است.

شما در صحبتهایتان به موضوع «روایت شهر» و عبور از معرفیهای کلیشهای اشاره کردید. امروز بسیاری از شهرهای جهان تلاش میکنند برای خود یک برند شهری تعریف کنند. این موضوع چه نسبتی با دیپلماسی فرهنگی دارد؟
اگر بخواهم با یک جمله پاسخ بدهم، باید بگویم که دیپلماسی فرهنگی بدون روایت هویت شهری، عملاً ناقص است. در گذشته شاید تصور میشد که معرفی یک شهر با چند تصویر زیبا، یک شعار تبلیغاتی یا چند بروشور گردشگری امکانپذیر است، اما امروز شرایط کاملاً متفاوت شده است. شهرها در عرصه جهانی با یکدیگر رقابت میکنند و این رقابت بیش از آنکه بر سر ساختمانهای بلند، پروژههای عمرانی یا زیرساختهای فیزیکی باشد، بر سر «روایت» است.
امروز هر شهری که بتواند داستان خود را بهتر روایت کند، جایگاه مؤثرتری در افکار عمومی جهان به دست میآورد. این روایت میتواند از دل تاریخ، فرهنگ، هنر، سبک زندگی، میراث ناملموس، صنایع خلاق یا حتی تجربه زیستن در آن شهر شکل بگیرد. مردم جهان دیگر صرفاً به دنبال دیدن یک بنای تاریخی نیستند؛ آنها میخواهند بدانند پشت آن بنا چه فرهنگی وجود دارد، چه مردمی در آن زندگی میکنند و چه روایتی از گذشته تا امروز در آن جریان داشته است.
به همین دلیل معتقدم دوره معرفی شهرها صرفاً از طریق لوگو و شعار گذشته است. شهرها باید هویت خود را کشف کنند، آن را بازخوانی کنند و سپس در قالب روایتهای متنوع به مخاطبان داخلی و خارجی ارائه دهند. اگر این اتفاق رخ دهد، شهر از یک موقعیت جغرافیایی صرف به یک تجربه فرهنگی تبدیل میشود و همین موضوع اساس دیپلماسی فرهنگی است.

در همین راستا، مجمع شهرهای آسیایی به عنوان یکی از بسترهای مورد توجه شما مطرح شده است. چه برنامهای در این زمینه دنبال میشود؟
پس از مطالعات مختلفی که انجام دادیم، به این نتیجه رسیدیم که برای توسعه دیپلماسی شهری باید از ظرفیت نهادهای بینالمللی موجود استفاده کنیم. یکی از مهمترین این ظرفیتها، مجمع شهرهای آسیایی است؛ مجموعهای که دبیرخانه آن در تهران قرار دارد و اتفاقاً یکی از معدود نهادهای بینالمللی شهری است که با ابتکار جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته و امروز شهرهای متعددی از کشورهای آسیایی در آن عضویت دارند.
بررسیهای ما نشان داد که با وجود فعالیت کمیتههای مختلف در این مجمع، جای خالی یک ساختار تخصصی برای برندینگ شهری و دیپلماسی شهری احساس میشود. به همین دلیل پیشنهادی را تدوین و ارائه کردیم که بر اساس آن، کمیتهای با عنوان «برندینگ و دیپلماسی شهری» در ساختار مجمع ایجاد شود.
خوشبختانه این پیشنهاد در سطح هیئتمدیره مجمع مورد بررسی قرار گرفت و به تصویب رسید. این اتفاق از آن جهت اهمیت دارد که برای نخستین بار موضوع هویت شهری، برندینگ و دیپلماسی فرهنگی در سطح یک ساختار منطقهای مورد توجه قرار گرفته است.
یکی از پرسشهای مهم در حوزه دیپلماسی فرهنگی این است که آیا همه شهرهای ایران از ظرفیت حضور در این عرصه برخوردارند یا این موضوع صرفاً محدود به چند شهر شناختهشده است؟
من اساساً با چنین نگاهی موافق نیستم. اتفاقاً یکی از مسائل مهمی که در سالهای اخیر برای من روشنتر شده، این است که ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی ایران بسیار گستردهتر از آن چیزی است که حتی خود ما تصور میکنیم.
دو سال پیش در یکی از نشستهای بینالمللی شهرهای تاریخی حضور داشتم. در آنجا فرصت پیدا کردم از نزدیک تجربه برخی شهرهای اروپایی را ببینم. بسیاری از پروژههایی که با عنوان حفاظت از میراث تاریخی یا احیای هویت شهری معرفی میشد، در مقایسه با آنچه در بسیاری از شهرهای ایران وجود دارد، ابعاد محدودی داشت.
در همان زمان به این فکر میکردم که ما در ایران چه ظرفیت عظیمی در اختیار داریم؛ از شهرهای بزرگ گرفته تا شهرهای کوچک و حتی روستاها. در جایجای ایران میتوان نشانههایی از تمدن، فرهنگ، معماری، هنر، آیینها و میراث تاریخی را مشاهده کرد. بسیاری از این ظرفیتها هنوز به درستی شناسایی، مستندسازی و روایت نشدهاند.
به اعتقاد من، مسئله اصلی کمبود ظرفیت نیست؛ مسئله اصلی کمبود روایت است. ما در بسیاری از موارد آنچه را در اختیار داریم، برای خودمان هم به خوبی بازگو نکردهایم، چه برسد به اینکه بخواهیم آن را به جهان معرفی کنیم.
آیا میتوان گفت شهرداریها و کلانشهرهای ایران هنوز به اندازه کافی در این عرصه نقشآفرین نشدهاند؟
معتقدم در سالهای اخیر گامهای خوبی برداشته شده، اما همچنان فاصله زیادی با نقطه مطلوب داریم. بخشی از این مسئله به نبود زیرساختهای لازم بازمیگردد و بخشی دیگر به کمبود نگاه تخصصی در این حوزه.
دیپلماسی فرهنگی صرفاً به معنای برگزاری چند نشست یا امضای چند تفاهمنامه نیست. این حوزه نیازمند تولید محتوا، شناخت مخاطب، برنامهریزی رسانهای، بهرهگیری از ظرفیت هنرمندان، مستندسازان، عکاسان، نویسندگان و متخصصان ارتباطات است.
گاهی ممکن است یک شهر ظرفیتهای فوقالعادهای داشته باشد، اما وقتی قرار است در عرصه بینالمللی معرفی شود، محتوای استانداردی برای ارائه در اختیار ندارد. در حالی که امروزه رقابت در عرصه جهانی تا حد زیادی رقابت محتواها و روایتهاست.
من معمولاً برای توضیح این موضوع از یک مثال استفاده میکنم. تصور کنید بهترین ورزشکار جهان را در اختیار دارید، اما زمین مسابقه، تجهیزات و امکان حضور در رقابت را برای او فراهم نمیکنید. طبیعی است که استعداد او دیده نخواهد شد. در حوزه دیپلماسی فرهنگی نیز همین اتفاق رخ میدهد. ما ظرفیت داریم، اما گاهی ابزارهای ارائه و نمایش این ظرفیت را به اندازه کافی فراهم نکردهایم.

در این میان، تجربه اصفهان چه درسهایی برای سایر شهرهای کشور دارد؟
اصفهان به دلیل پیشینه تاریخی، فرهنگی و هنری خود، به طور طبیعی در عرصه دیپلماسی شهری دارای ظرفیتهای ویژهای است، اما آنچه اهمیت دارد صرفاً داشتن این ظرفیتها نیست؛ بلکه تلاش برای تبدیل آنها به فرصتهای ارتباطی است.
در سالهای اخیر تلاش شد ارتباطات بینالمللی شهر اصفهان از سطح تشریفات فراتر برود و به سمت تعاملات واقعی و مستمر حرکت کند. توسعه روابط خواهرخواندگی، حضور در نهادهای بینالمللی شهری، تولید محتوای چندزبانه، گسترش همکاریهای فرهنگی و تلاش برای معرفی ظرفیتهای شهر در سطح جهانی، بخشی از این رویکرد بوده است.
با این حال معتقدم اگر ظرفیت واقعی اصفهان را در نظر بگیریم، هنوز راه بسیار طولانی در پیش داریم. اصفهان شهری است که در حوزه هنر، صنایعدستی، معماری، میراث جهانی، دانشگاهی، گردشگری و فرهنگ عمومی ظرفیتهایی کمنظیر دارد. هر اندازه فعالیت انجام شده باشد، باز هم فاصله قابل توجهی میان وضعیت موجود و نقطه مطلوب وجود دارد.
اتفاقاً همین مسئله درباره بسیاری از شهرهای دیگر ایران نیز صادق است. ما باید به مرحلهای برسیم که دیپلماسی فرهنگی نه به عنوان یک فعالیت جانبی، بلکه به عنوان بخشی از مأموریت توسعه شهری دیده شود.
یکی از موضوعات مهمی که امروز در فضای بینالمللی مطرح میشود، مسئله ایرانهراسی و تصویرسازیهای نادرست از کشور است. دیپلماسی فرهنگی تا چه اندازه میتواند در این زمینه مؤثر باشد؟
به اعتقاد من، یکی از مؤثرترین ابزارها برای اصلاح تصویر کشورها در جهان، دیپلماسی فرهنگی است. بسیاری از تصاویری که درباره کشورها در افکار عمومی جهان شکل میگیرد، نه از طریق تجربه مستقیم، بلکه از طریق روایتها ساخته میشود.
اگر دیگران درباره ما روایت تولید کنند و ما در این میدان غایب باشیم، طبیعی است که تصویر نهایی الزاماً منطبق بر واقعیت نخواهد بود. بنابراین یکی از مهمترین وظایف ما، تولید روایتهای معتبر، جذاب و واقعی از ایران است.
در این زمینه شهرها نقش بسیار مهمی دارند. زیرا شهرها ملموسترین بخش هویت یک کشور هستند. وقتی یک گردشگر خارجی به ایران سفر میکند، در واقع با شهرها مواجه میشود؛ با مردم، بازارها، بناهای تاریخی، فضاهای فرهنگی، هنرمندان و سبک زندگی شهری.
به همین دلیل معتقدم آینده رقابت جهانی بیش از آنکه رقابت میان کشورها باشد، رقابت میان روایتهای شهری خواهد بود. هر شهری که بتواند هویت خود را بهتر معرفی کند، در این میدان موفقتر خواهد بود.
مهر
پایگاه خبری تحلیلی برزن نیوز نخستین پایگاه تخصصی مطالعات میان رشته ای (برنامه ریزی شهری – منطقه ای)