یکشنبه , ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰:۱۷ قبل از ظهر
  • کد خبر 8316
  • حاشیه‌ها سخن می‌گویند
    حاشیه‌ها سخن می‌گویند

    حاشیه‌ها سخن می‌گویند

    گایاتری اسپیواک (فیلسوف هندی و استاد دانشگاه کلمبیا) مقالۀ معروفی دارد با عنوان «آیا فرودست می‌تواند سخن بگوید؟» به‌زبان ساده نکتۀ اصلی اسپیواک در این مقاله، تأکید بر نظام معنایی یا گفتمان غالب و سرکوب‌گری است که هر نوع صدا یا مقاومت فرودستان/حاشیه‌ای‌ها/فرعی‌ها (subalterns) را در غربال نظام مسلط بازنمایی می‌کند و امکان نمی‌دهد صدای آن‌ها به‌جایی برسد.

    گفتمان مسلط، صدای فرودستان را چنان به حاشیه می‌راند و خاموش می‌کند که فضای مفهومی برای حرف‌زدن و شنیده‌شدن برای آن‌ها باقی نمی‌ماند، مگر آنکه وضعیت‌شان را به‌عنوان وضعیتی منطقی و عادی بپذیرند؛ به‌تعبیر اسپیواک یعنی همان چیزی را بپذیرند که گفتمان مسلط می‌خواهد. می‌توان سه مفهوم اصلی اسپیواک در این مقاله یعنی «میل»، «منفعت»، و «قدرت» را به گونه‌ای جز آنچه خود اسپیواک استفاده کرده، به‌کار گرفت و پرسید چه منافعی یا منافع چه کسانی، قدرت را بی‌میل به شنیدن صدای حاشیه‌ای‌ها می‌کند، و چه جریان‌های فکری به این نادیده‌انگاری دامن می‌زنند؟

    چرا نظامی که پایه‌های اولیه‌اش را بر مسئلۀ فرودستان و پابرهنگان بنیان نهاده، تا این اندازه از آن‌ها بُریده، غفلت کرده، و مواجهه‌هایی چنین سخت با آن‌ها دارد؟ مگر نه این است که هرچه سطح نادیده‌انگاری و نخواهندگی این مسائل در ساحت سیاسی بیشتر شده، وجوه و نمود این سوژه‌ها به‌طور مداوم تلخ‌تر و تراژیک‌تر شده است؟ چه رخ داده که به‌تعبیر هرناندو دسوتر (اقتصاددان پرویی)، اقلیتی کشور را به‌مثابه کلوپی خصوصی می‌بینند و امکانات و منابع آن‌را متعلق به خود می‌دانند؟ و حاشیه‌ای‌هایی که از دایرۀ قوانین به بیرون پرتاب شده‌اند و در محدوده‌های خاکستری زندگی می‌کنند؟

    در این میان، نه باید و نه می‌توان جایگاه نخبگان جامعه را نادیده گرفت؛ نخبگانی که نه‌تنها نظامی معنایی را برساختند که در فرعی‌شدن و حاشیه‌ای‌ترشدن هرچه بیشتر این گروه‌ها دامن زد، بلکه حتی از فضای پرابهام ناشی از برجسته‌شدن تحلیل‌های امنیتی (به‌تعبیر زیگموند بامن؛ جامعه‌شناس لهستانی) استفاده کردند و سرکوب را «هزینۀ جراحی» نام نهادند و ترغیب به نادیده‌انگاری هرچه بیشتر این گروه‌ها کردند.

    اسپیواک بر ساختاری که سوژۀ فرودستی و بینوایی را تداوم می‌دهد، تأکید می‌کند و از نخبگان می‌خواهد دربارۀ آن سخن بگویند، به آن بیندیشند، و تا می‌توانند صدای آن‌ها را نمایندگی کنند. نادیده‌انگاری موجب می‌شود تا حاشیه‌ای‌ها علاوه بر خشونت فیزیکی با خشونت معرفتی هم مواجه باشند، و نه‌تنها نظام سیاسی، بلکه جامعه هم نیندیشیده در بازتولید آن از طریق انواع انگ‌زنی‌ها و فاصله‌گذاری‌ها نقش بازی کند.

    در انسداد فضای مفهومی، فقدان مجراهای گفتگو، و فقدان بازنمایی و نمایندگی مؤثر، «اعتراض» در گونه‌های مختلف آن؛ از نیزارهای ماهشهر تا کوه‌های اورامان و کوره‌های آجرپزی حواشی تهران، می‌شود تنها فُرم بیان وضعیت و تنها ابزار سخن‌گفتن سوژۀ حاشیه‌ای از خود.



    مطلب پیشنهادی

    مادرید برای یک مسابقه، چه چیزی را به شهر فروخت؟

    مادرید برای یک مسابقه، چه چیزی را به شهر فروخت؟

    برزن نیوز | ترجمه و تنظیم چند روز مانده به برگزاری نخستین گرندپری فرمول یک …

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *