برزن نیوز | ترجمه و تنظیم
چند روز مانده به برگزاری نخستین گرندپری فرمول یک مادرید، یک پروژه بزرگ شهری در پایتخت اسپانیا به موضوع مناقشه میان مدیران شهری و ساکنان تبدیل شده است.
پیست جدید Madring که قرار است از ۱۱ تا ۱۳ سپتامبر میزبان نخستین گرندپری اسپانیا در مادرید باشد، با هدف جذب گردشگر، تقویت اقتصاد محلی و قرار دادن شهر در نقشه جهانی مسابقات اتومبیلرانی ساخته شده است.
اما اکنون، پیش از آغاز مسابقه، پرسش دیگری در مرکز توجه قرار گرفته است:
هزینه واقعی این پروژه برای شهر و ساکنان آن چقدر است؟
بر اساس گزارش تازه The Guardian، آزمایش خودروهای فرمول سه در این پیست صداهایی تا ۱۰۹.۱ دسیبل ایجاد کرده؛ رقمی بسیار بالاتر از حد مجاز برای مناطق مسکونی. ساکنان همچنین نسبت به آثار زیستمحیطی پروژه، از جمله قطع بیش از ۷۰۰ درخت و آسیب به یک زیستگاه تالابی، اعتراض دارند.
وقتی پروژه شهری فقط یک پروژه نیست
ساخت یک پیست مسابقه در یک شهر بزرگ ممکن است در نگاه اول پروژهای ورزشی و اقتصادی به نظر برسد.
اما هر پروژه بزرگ شهری، چیزی فراتر از ساختمان و زیرساخت ایجاد میکند.
زمین را تغییر میدهد، الگوی رفتوآمد را تحت تأثیر قرار میدهد، بر محیطزیست اثر میگذارد، ارزش املاک اطراف را تغییر میدهد و ممکن است کیفیت زندگی ساکنان را بالا یا پایین ببرد.
به همین دلیل، پرسش درباره پروژه مادرید فقط این نیست که آیا فرمول یک برای اقتصاد شهر سودآور است یا نه.
پرسش مهمتر این است:
چه کسی از منافع پروژه بهره میبرد و چه کسی هزینه آن را پرداخت میکند؟
اقتصاد شهری در برابر کیفیت زندگی
مدیریت شهری مادرید استدلال میکند که برگزاری مسابقات فرمول یک میتواند گردشگری و اقتصاد شهر را تقویت کند.
این استدلال برای بسیاری از شهرهای جهان آشناست.
از ورزشگاههای بزرگ و المپیک گرفته تا نمایشگاههای بینالمللی، مراکز همایش و پروژههای گردشگری، مدیران شهری معمولاً تلاش میکنند پروژههای بزرگ را با وعده اشتغال، افزایش گردشگر و رونق اقتصادی توجیه کنند.
اما تجربه شهرهای مختلف نشان داده است که ارزیابی اقتصادی بهتنهایی برای سنجش موفقیت یک پروژه شهری کافی نیست.
اگر یک پروژه درآمد ایجاد کند اما همزمان آلودگی، ترافیک، حذف فضای سبز یا کاهش کیفیت زندگی ساکنان را افزایش دهد، آیا میتوان آن را یک موفقیت شهری دانست؟
این همان پرسشی است که اکنون در مادرید مطرح شده است.
صدای موتور تا کجا میرود؟
یکی از اصلیترین اعتراضها به پیست Madring، آلودگی صوتی است.
صدای ثبتشده در آزمایشهای اولیه به ۱۰۹.۱ دسیبل رسیده؛ موضوعی که نگرانی ساکنان اطراف را برانگیخته است. گروههای مخالف پروژه میگویند پیامدهای این آلودگی برای سلامت عمومی، بهویژه کودکان و افراد حساس به صدا، باید جدی گرفته شود.
مسئله آلودگی صوتی در شهرهای امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
شهروندان فقط به هوای پاک نیاز ندارند؛ آرامش صوتی نیز بخشی از کیفیت محیط شهری است.
خیابانی که دائماً با صدای شدید خودروها، موتورسیکلتها، پروژههای ساختمانی یا فعالیتهای تجاری همراه است، میتواند کیفیت زندگی را کاهش دهد؛ حتی اگر سایر زیرساختهای آن مناسب باشند.
درختانی که دیگر وجود ندارند
منتقدان همچنین نسبت به حذف بیش از ۷۰۰ درخت و آسیب به یک زیستگاه تالابی در محل پروژه اعتراض کردهاند. آنها معتقدند کاهش پوشش گیاهی در منطقه میتواند مسئله جزیره حرارتی شهری را تشدید کند؛ مسئلهای که برای شهری مانند مادرید در دورههای گرمای شدید اهمیت ویژهای دارد.
این موضوع یک تناقض مهم در برنامهریزی شهری امروز را نشان میدهد.
از یک سو، شهرها میلیاردها یورو برای مقابله با گرمای شهری، افزایش پوشش گیاهی و ایجاد فضاهای خنک هزینه میکنند.
از سوی دیگر، برخی پروژههای توسعهای ممکن است بخشی از همین ظرفیت طبیعی را از بین ببرند.
بنابراین برنامهریزی شهری باید بتواند میان توسعه اقتصادی و ظرفیت اکولوژیک شهر تعادل ایجاد کند.
شهر برای چه کسی ساخته میشود؟
مناقشه مادرید در نهایت به یک سؤال بنیادی در شهرسازی بازمیگردد:
شهر برای چه کسی ساخته میشود؟
برای سرمایهگذار؟
برای گردشگر؟
برای رویدادهای بینالمللی؟
یا برای ساکنانی که هر روز در آن زندگی میکنند؟
پاسخ البته نمیتواند یکی از این گروهها باشد. شهر مدرن به اقتصاد پویا، گردشگر، سرمایهگذاری و رویدادهای بینالمللی نیز نیاز دارد.
اما توسعه زمانی پایدار است که منافع اقتصادی با منافع عمومی تعارض بنیادی پیدا نکنند.
درس مادرید برای تهران
این بحث برای تهران نیز بیارتباط نیست.
تهران در سالهای گذشته میزبان مجموعهای از پروژههای بزرگ شهری، ورزشی، تجاری و تفریحی بوده است؛ پروژههایی که هرکدام میتوانند آثار گستردهای بر ترافیک، ارزش زمین، فضای عمومی، محیطزیست و کیفیت زندگی محلات اطراف داشته باشند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی نباید فقط این باشد که:
«این پروژه چقدر درآمد ایجاد میکند؟»
بلکه باید پرسید:
«این پروژه چه اثری بر محله و زندگی روزمره ساکنان دارد؟»
آیا ترافیک ایجاد میکند؟
آیا فضای سبز را کاهش میدهد؟
آیا فشار بر زیرساختها را افزایش میدهد؟
آیا دسترسی عمومی به فضا را محدود میکند؟
آیا منافع اقتصادی آن به جامعه محلی نیز میرسد؟
و مهمتر از همه، آیا ساکنان در فرآیند تصمیمگیری درباره آینده محله خود نقشی داشتهاند؟
مشارکت مردم؛ حلقه فراموششده پروژههای بزرگ
یکی از مهمترین درسهای پرونده مادرید، اهمیت مشارکت اجتماعی است.
حتی اگر یک پروژه از نظر اقتصادی سودآور باشد، بیتوجهی به نگرانیهای ساکنان میتواند مشروعیت اجتماعی آن را زیر سؤال ببرد.
در شهرهای امروز، مشارکت شهروندان نباید فقط به برگزاری جلسات تشریفاتی محدود شود.
ساکنان باید بتوانند درباره پروژههایی که مستقیماً بر کیفیت زندگی آنها اثر میگذارند، اطلاعات داشته باشند، نظر بدهند و در برخی موارد حتی در شکلدهی به پروژه نقش داشته باشند.
شهر خوب فقط با پروژه خوب ساخته نمیشود؛ با فرآیند تصمیمگیری خوب ساخته میشود.
آیا هر پروژه بزرگی ارزشمند است؟
مادرید اکنون در برابر یک آزمون مهم قرار دارد.
اگر مسابقات فرمول یک بتواند گردشگری و اقتصاد شهر را تقویت کند، پروژه میتواند برای مدیریت شهری یک دستاورد محسوب شود.
اما اگر در مقابل، ساکنان محلی با افزایش آلودگی صوتی، ترافیک، کاهش فضای سبز و افت کیفیت زندگی مواجه شوند، مسئله پیچیدهتر خواهد شد.
این همان نقطهای است که مفهوم توسعه پایدار شهری اهمیت پیدا میکند.
توسعه پایدار به معنای مخالفت با توسعه نیست؛ به معنای آن است که توسعه اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی باید همزمان دیده شوند.
تهران چه درسی میتواند بگیرد؟
برای تهران، شاید مهمترین درس این پرونده ساده باشد:
هیچ پروژه شهری را نباید فقط از پشت میز محاسبه اقتصادی ارزیابی کرد.
پروژههای بزرگ باید پیش از اجرا از چند منظر بررسی شوند:
- اثر بر ترافیک و حملونقل؛
- اثر بر آلودگی هوا و صدا؛
- اثر بر فضای سبز و محیطزیست؛
- اثر بر قیمت زمین و مسکن؛
- اثر بر کیفیت زندگی ساکنان؛
- میزان دسترسی عمومی به منافع پروژه؛
- و میزان مشارکت جامعه محلی در تصمیمگیری.
اگر یک پروژه همه این آزمونها را پشت سر بگذارد، میتوان از آن به عنوان توسعه شهری یاد کرد؛ در غیر این صورت، ممکن است فقط یک پروژه بزرگ باشد.
شهر فقط ویترین نیست
مادرید در آستانه یک رویداد بزرگ جهانی قرار دارد و طبیعتاً میخواهد از فرصت اقتصادی آن استفاده کند.
اما شهر فقط ویترین یک رویداد نیست.
پشت تصاویر تلویزیونی، ساکنانی زندگی میکنند که باید روز بعد از پایان مسابقه نیز در همان محلهها زندگی کنند.
این شاید مهمترین پرسشی باشد که هر شهر در برابر پروژههای بزرگ باید از خود بپرسد:
بعد از رفتن گردشگران و خاموش شدن نورهای رویداد، چیزی که برای شهر باقی میماند چیست؟
اگر پاسخ، زیرساخت بهتر، فضای عمومی بیشتر، اقتصاد محلی قویتر و کیفیت زندگی بالاتر باشد، پروژه به شهر خدمت کرده است.
اما اگر تنها چیزی که باقی میماند هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی باشد، باید درباره معنای واقعی «توسعه» دوباره فکر کرد.
تجربه مادرید یادآوری میکند که شهر موفق، شهری نیست که فقط پروژههای بزرگ بیشتری داشته باشد؛ شهری است که بتواند میان اقتصاد، محیطزیست و حق زندگی باکیفیت شهروندان تعادل برقرار کند.
پایگاه خبری تحلیلی برزن نیوز نخستین پایگاه تخصصی مطالعات میان رشته ای (برنامه ریزی شهری – منطقه ای)