شنبه , ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۳:۲۷ قبل از ظهر
  • کد خبر 10755
  • سهراب مشهودی در هفتادوششمین نشست از سلسله نشست‌های وبیناری بازآفرینی شهری با موضوع «بافت‌های ناکارآمد شهری؛ تهدید یا فرصت» که به همت محمدعلی ایزدخواستی، مدیرعامل سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان، به‌عنوان رئیس دبیرخانه انتقال تجربیات بازآفرینی منطقه دو کشور برگزار شد، اظهار کرد: در بررسی وضعیت بافت‌های ناکارآمد شهری، چهار دسته اصلی از این بافت‌ها را معرفی شده است؛ دسته نخست شامل بافت‌های تاریخی است که به دلیل فرسودگی، از چرخه زندگی روزمره خارج می‌شود. وی افزود: دسته دوم، بافت‌های ارزشمند معاصر است که با وجود قدمت تاریخی ۷۰ تا ۱۰۰ ساله، نیازمند بازسازی است، اما نباید ارزش‌های اصیل خود را از دست بدهد. مسئول گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران تاکید کرد: دو دسته دیگر، بافت‌های مسکونی که ساکنان اولیه آن‌ها به دلایل مختلف جای خود را به گروه‌های کم‌درآمدتر داده‌اند و محلاتی که دولت آن‌ها را «اسکان غیررسمی» می‌نامد، موضوع اصلی بحث بوده‌اند. مشهودی گفت: در رویارویی با این بافت‌ها، بازآفرینی صرفاً برای بافت‌های تاریخی و ارزشمند معاصر قابل‌اجراست، زیرا این فرایند نیازمند خلاقیت و حفظ ارزش‌های موجود است، اما در بافت‌های ناکارآمد، عملاً تمرکز بر ساختمان‌ها است نه بافت شهری که در طرح‌های بازآفرینی فعلی، توجه چندانی به حفظ الگوی بافت‌ها نمی‌شود و بیشتر به تعریض خیابان‌ها و ساخت‌وسازهای جدید پرداخته می‌شود که بافت اصیل را از بین می‌برد. وی با بیان اینکه یکی از مشکلات اساسی در این نوع بازآفرینی، تصور اشتباه از مالکیت ساکنان است، ادامه داد: بیشتر ساکنان این بافت‌ها مالک نیستند و با اجرای طرح‌های بازآفرینی و افزایش قیمت مسکن، توانایی ادامه زندگی در آن مناطق را از دست می‌دهند و این مسئله به جابه‌جایی اجباری این افراد به حاشیه شهرها منجر می‌شود. مسئول گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران با بیان اینکه تجربه نازی‌آباد تهران نمونه‌ای از این مشکلات است، خاطرنشان کرد: جایی که پیمانکاران خانه‌های فرسوده را تخریب و با ساختمان‌های چندطبقه جایگزین کردند، این اقدامات اگرچه کالبد شهر را بهبود می‌بخشد، اما موجب محرومیت مردم کم‌درآمد از زندگی در مناطق مرکزی شهر می‌شود. مشهودی با اشاره به تجربه کوی ۱۳ آبان در تهران گفت: این پروژه که برای اسکان گودنشینان اجرا شده بود، در ابتدا موفق به نظر می‌رسید، اما پس از گذشت چند سال، بیش از ۹۰ درصد ساکنین اولیه جای خود را به گروه‌های درآمدی بالاتر دادند و این امر نشان می‌دهد که سیاست‌های مسکن بدون در نظر گرفتن نیازهای واقعی مردم، موجب افزایش شکاف طبقاتی می‌شود. وی افزود: حضور افراد کم‌درآمد در بافت‌های مرکزی شهر، فرصتی برای کاهش فاصله طبقاتی و بهبود کیفیت زندگی شهری است و بازآفرینی نباید تنها به بهبود کالبد شهر محدود شود؛ بلکه باید به حفظ عدالت اجتماعی و ارائه خدمات مناسب به ساکنین فعلی نیز توجه کند. مسئول گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران با انتقاد از رویکردهای فعلی و با تاکید بر تغییر نگاه به بافت‌های ناکارآمد شهری تصریح کرد: شهر نباید به فضایی تبدیل شود که طبقات مختلف اجتماعی از یکدیگر جدا باشند و تمرکز بر بهسازی بافت‌های موجود به جای تخریب آن‌ها و مشارکت واقعی ساکنان در فرایند بازآفرینی است تا اهداف اجتماعی و اقتصادی به‌طور هم‌زمان محقق شود. مشهودی با تاکید بر کارآمدسازی زندگی در این مناطق گفت: باید شرایطی ایجاد کنیم که تفاوت قیمت‌ها به‌گونه‌ای نباشد که مستأجران قادر به ماندن در این مناطق نباشند. وی با اشاره به زندگی دشوار در خانه‌های قدیمی، از اهمیت ارائه خدمات اولیه‌ای همچون توالت و حمام عمومی خبر داد و افزود: بهبود کیفیت زندگی این افراد تنها با ارائه خدمات ضروری امکان‌پذیر است، نه با تمرکز صرف بر زیرساخت‌های کالبدی. مسئول گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران با اشاره به ذکر نمونه‌ای از تهران به اقدامات مثبت دوره‌ای خاطرنشان کرد: در منطقه ۱۷ تهران، اقداماتی همچون ایجاد «اتاق مشق» که فضایی مناسب برای مطالعه کودکان فراهم می‌کرد، به کاهش افت تحصیلی کمک کرد و این قبیل طرح‌ها باید گسترش پیدا کند و در مناطقی با مشکلات مشابه پیاده شود. مشهودی عنوان کرد: بسیاری از برنامه‌ریزان از طبقه متوسط به بالا هستند و مشکلات واقعی طبقات پایین جامعه را درک نمی‌کنند که باید به نیازهای واقعی مردم توجه شود و برای مثال در این مناطق خدماتی همچون مهدکودک تعاونی، کارگاه‌های خیاطی و تعمیرات یا آشپزخانه‌های عمومی ضروری است. وی با اشاره به موضوع شهرک‌های مردم‌ساخته و اسکان غیررسمی یادآور شد: شهرک‌های جدید همچون پردیس با وجود سرمایه‌گذاری‌های عظیم، به دلیل انتخاب مکان اشتباه و استانداردهای نامناسب، نتوانستند جمعیت مورد انتظار را جذب کنند که در مقابل شهرک‌هایی که مردم ساخته‌اند، با تمام مشکلات، جمعیت بالایی را در خود جای داده‌اند و این نشان‌دهنده ناکارآمدی طرح‌های رسمی است. مسئول گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران با اشاره به اینکه بسیاری از سکونتگاه‌های غیررسمی به دلیل نبود شناسایی رسمی از دریافت خدمات شهری و وام محروم هستند، تاکید کرد: باید این مناطق را به رسمیت بشناسیم و با ارائه وام و خدمات پایه، به بهبود شرایط زندگی کمک کنیم، زیرا تجربه نشان داده است که این سیاست‌ها در کشورهای دیگر نه‌تنها سکونتگاه‌ها را مستحکم‌تر کرده، بلکه موجب ایجاد اشتغال نیز شده است. مشهودی ضمن انتقاد از قوانین مرتبط با اراضی کشاورزی و محدودیت‌های ساخت‌وساز گفت: قوانینی که مانع از تغییر کاربری اراضی کشاورزی و توسعه سکونتگاه‌های غیررسمی می‌شود، در عمل به از بین رفتن زمین‌های کشاورزی منجر می‌شود که باید رویکردی انعطاف‌پذیرتر اتخاذ شود و مالکیت مردم به رسمیت شناخته شود. وی تاکید کرد: در بازآفرینی بافت‌های ناکارآمد شهری، باید به نیازهای واقعی مردم توجه کنیم و خدمات را بر اساس اولویت‌های آن‌ها ارائه دهیم و تمرکز بر ایجاد معابر خودرو و زیرساخت‌های مشابه، نه‌تنها مشکلات را رفع نمی‌کند، بلکه منابع را هدر می‌دهد، در این راستا نگاه ما باید به سمت بهبود کیفیت زندگی مردم، ارائه خدمات ضروری و تقویت همبستگی اجتماعی در این مناطق تغییر کند.
    الگوی نوین برنامه‌‌‌ریزی شهری

    علل تطویل دوره تهیه و تصویب طرحهای شهری

    سهراب مشهودی ، مدیر عامل شرکت مهندسین مشاور پارسوماش پایدار در مورد علل طولانی شدن طرح های شهری در یادداشتی برای برزن نیوز نوشت:

    ۱- علل تطویل در طرحهای جامع:
    در طرحهای جامع اصلی ترین علت طویل ، مراحل متعدد بررسی است. بدین ترتیب که شورایعالی برای این امر چند ارگان را دخیل نموده است.
    بعد از تحویل کار به اداره کل اول ، کارشناسان آن ادارات به بررسی طرح میپردازند. آن کارشناسان برای تسهیل کار خود بررسی وضع موجود را به شهرداری واگذار مینمایند. شهرداری ها از این فرصت برای انعکاس خلاف های وضع موجود سود میجویند و اگر مشاوری مقاومت کند ، کار به درازا میکشد.
    شهرداریها به این امر هم بسنده نکرده و چون از برداشت وضع موجود تا تهیه طرح و بررسی در مراحل مختلف زمان میگذرد ، در هر مرحله تحت این عنوان که طرح مغایرت دارد ، دوباره جلسات و مهندسان مشاور را وادار به انعکاس تخلف های جدید خود مینمایند.
    در مرحله بعد کارشناسان اداره کل ،گاهی امر بررسی را ، از طریق تشکیل کمیته های کارشناسی انجام میدهند. برای مثال در اداره کل راه و شهرسازی اصفهان برای این مرحله ۲۲ جلسه گذاشته شد و حدود یکسال زمان برد.
    با اینکه وظیفه این اداره فقط تشخیص اینست که آیا مفاد طرح انجام شده است ، یا کاستی دارد. اغلب وارد محتوی شده و تا نظراتش تامین شود ، طرح را به مرحله بعد ، یعنی کمیته فنی کار گروه برنامه ریزی و شهرسازی استان نمی فرستد. ای عمل در مرحله بعد یعنی بررسی در خود کارگروه و سپس شورای برنامه ریزی استان تکرار میشود ( در همین طرح جامع شهرضا چون مشاور نظرات شورای برنامه ریزی را خلاف مباحث محیط زیست و اصول فنی شهرسازی میدانست، دو سال این ماجرا به درازا کشید.

    سپس طرح به کمیته فنی شورایعالی رفته و گاهی در آنجا هم اعضای کمیته فنی تا نظراتشان اعمال نشود ، آنرا به شورایعالی نمی فرستند.
    عامل این تطویل علاوه بر تعداد متعدد مراجع نظر خواهی ، این اشتباه است که چون طبق قانون فقط شورایعالی تصویب کننده طرح است ، باقی فقط باید نظر بدهند و تنها این شورایعالیست که میتواند به مهندس مشاور اصلاحات را ابلاغ کند و باقی اولا چنین حقی ندارند و ثانیا چون مرتب ممکنست در مراحل بعد نظرات آنها لغو شود ، عملا این تقاضا موثر هم نیست.
    در همین طرح شهرضا بعد سه سال معطلی در این مراحل ، وقتی در شورایعالی مشاور نظر خود و علت نا صحیح بودن خواستهای استان را گفت طرح مشاور تصویب شد و فقط این روند طولانی بررسی عملا از عمر مفید طرح کاست و موجب شد در این دوره که طرح رونمایی شده بود، خلافهای زیادی انجام شود.
    در سالهای اخیر شوراهای شهر هم باین روند اضافه شده اند و بر اساس بندی که طرح باید بعد از تایید شوراهای شهر برای تصویب برود آنها هم اینطور عمل میکنند و موجب طولانی تر شدن تصویب میگردند.
    ۲- طرحهای تفصیلی.
    در مورد طرحهای تفصیلی روند کوتاه ترست ، ولی همین اعمال نظر شهرداری ، شورای شهر و کمیته فنی کمیسیون ماده ۵ روند را طولانی مینماید. در مشهد بررسی اولین قسمت از ۷ قسمت طرح تفصیلی شهر ۶۲ جلسه و بیش از یکسال در کمیته فنی بدرازا کشید و حتی کار به ترسیم خط روی نقشه بوسیله کمیته کشید که اصولا خلاف است.
    ۳- آسیب شناسی این دوره تطویل
    در این دوره تطویل عملا با شناخت طرح عملا با خلافهای متعدد آنرا از محتوی خالی میکنند و بخصوص زمین داران قدرتمند عملا راه توسعه معقول شهر را با ساختهای خلاف طرح سد مینمایند.
    بعلاوه چون این دوره بررسی بنوعی بین دو طرح است، ممکنست سوء استفاده های صورت میگیرد و گاهی به طرح سابق و گاهی طرح در دست تهیه استناد میشود و اغلب از تفاوت بین ایندو استفاده شده و تصمیم سومی گرفته میشود.
    در مشهد تهیه و بررسی طرح تفصیلی شهر تاکنون ۱۳ سال بطول انجامیده( سه سال بیشتر از خود دوره طرح) و در این مدت اغلب کمیته فنی کمیسیون ماده ۵ تصمیم گیر بوده و باید بررسی شود ، در این ۱۳ سال چه اقدامات درست و یا غلطی صورت گرفته است.
    برای مثال در حوزه میانی غربی با وجود استعلام حتی ده متر اضافه بنای یک شهروند معمولی از مهندس مشاور( و ماخذه او اگر موافقت نماید) به چندین برج بدون اخذ نظر او مجوز داده شده است. یکی از این برج ها ( در ضلع شمال غربی میدان جانباز ) در صد درصد زمین احداث شده و تمام واحدهای شمالی خود را در سایه ابدی فرو برده و بعلاوه آنقدر گود برداری شده که حالا خط مترو هم باید تغییر مسیر دهد و به چندین نامه اعتراض مشاور وقعی ننهاده اند.
    در لواسان با وجود اینکه طرح ده ماهه تهیه شده است. با تطویل بررسی تا بحال سه بار مشاور را مجبور بروز کردن نقشه ها کرده اند.
    در شهر اقبالیه طرح به آخر دوره شورای قبل شهر رسید و در شرف تصویب بود ، که زمان شورا تمام شد و شورای جدید آنقدر دخالت کرد که دوره این شورا هم در شرف تمام شدن است و هنوز ، طرح تصویب نشده و چون زمان طرح جامع که طرح تفصیلی بر اساس آن تهیه میشود ، عملا ممکنست طرح در زمانی تصویب شود ، که دوره طرح به پایان رسیده و طرح مرده بدنیا بیایید.

    ۳- مسائل ناشی از بررسی کننده ها
    یک- در طرح تفصیلی ۵ عضو در کمیسیون ماده ۵ بررسی کننده طرحها هستند.
    که یکی از آنها نماینده وزارت کشاورزیست. که حضورش شاید در سالیان دور که شهرها اراضی کشاورزی داشتند مفید بود، ولی الان که عملا در طرح جامع اراضی کشاورزی را از محدوده شهر بیرون میگذارند، حضورش خنثی و در بسیاری موارد مزاحم است. اگر موضوع توجه به محیط زیست است، بهترست با نماینده محیط زیست جایگزین گردد.
    دو- در طرح جامع ۱۱ معاون وزیر عضو شورایعالی هستند.۵ عضو کاملا مرتبط به شهرسازی و ۶ عضو که کمتر مرتبط هستند و برخی بر حسب شهر مورد نظر میتوانند اصلا ارتباطی نداشته باشند.
    چون آراء برابر است این شش عضو میتوانند مانع تصویب طرحی خوب و یا تصویب طرحی بد شوند.
    بعلاوه با اظهار نظر در مورد تمام موارد طرح به طولانی شدن روند بررسی ،منجر میگردند.
    منطقی است که اولا آراء تصویب طرح فقط به آن ۵ عضو مرتبط ، داده شود و ثانیا این ۶ عضو فقط در مورد مبحث بخش خود اظهار نظر نمایند.

    ۴- مسائل ناشی از استانداردها.
    شورایعالی استاندارد های برای تهیه طرحها وضع کرده است. در این استاندارها طبقه متوسط( حتی متوسط بالا) مد نظر بوده است و در نتیجه ۴۵ متر هر شهروند باید سرانه عملکردهای عمومی داشته باشد .که برای خانواده ۴ نفره میشود ۱۸۰ متر مربع. در واقع هر شهروند غیر مستقیم ( به افزوده شدن غیر مستقیم به قیمت مسکنش) این هزینه را پرداخت میکند.
    حالا یک خانواده اگر فقط مسکنش ۲۰ متر باشد ، ۹ برابر هزینه مسکن، غیر مستقیم برای فضاهای عمومی میپردازد.اگر مسکنش ۹۰ متری باشد ، دو برابر، اگر ۱۸۰ متری باشد برابر و اگر ۳۶۰ متری باشد ۵۰% .
    به معنای دیگر ” هر که بامش بیش ، برفش کمتر” یعنی معکوس عدالت.
    همین استانداردهای بالاست که عامل بالا رفتن خط فقر سکونت شهری و ۱۹ میلیون حاشیه نشینی شهری شده است.
    در احداث شهرهای جدید نیز همین روند برقرارست. در نتیجه در حالیکه وزارت راه و شهرسازی در ۴۰ سال ۱۷ شهر نا تمام ساخته، چند صد شهرک حاشیه نشین بدون هدایت و کمک دولت (و حتی سنگ اندازی شهرداریها) بدست مردم ساخته شده است. که اگر هدایت و به آنها یاری میشد، الان صاحب صدها شهر خوب بجای صدها حاشیه نشینی بودیم.

    ۵- مسائل حرایم سازمانهای مختلف.
    سازمانهای مختلف هم مرتبا حرایم و استانداردهای دیگری وضع میکنند ، که باز مردم باید هزینه آنرا بدهند. مثلا ارگانی که باید ساختمانش از فضای عمومی فاصله داشته باشد، بجای رعایت این فاصله هنگام ساخت بنا، ساختمان را در بر میسازد و نماینده اش موقع تصویب طرح ، شهروندان مجاور را وادار به ترک سکونتگاهشان میکند.
    یا سازمان آب که باید حریم رودها و انهار را با توجه به دبی آب و سیلاب در نقطه به نقطه و با توجه به شیب اراضی اطراف تعیین نماید ، کم کاری کرده و ۱۵۰ متر ( که حداکثر ممکن برای پر آب ترین رودها با کمترین شیب اراضی اطرافش است) را برای همه اعلام میکند. در نتیجه در طرح شهرهای که سالیان طولانی سابقه سکونت دارند ( بعلت قرار گرفتن تمام یا بخش اعظم شهر در حریم) خلل وارد شده، تصویبشان طولانی شده و یا هرگز تصویب نمی شوند. حتی بدتر تصویب شده و مردم واقع در حریم را از هستی ساقط میکنند.

    ۶- تناقض بین “بخشی” بودن نظام کشور و “میان بخشی” بودن شهرسازی.
    نظام کشور متشکل از ۱۷ بخش و ۱۷ وزارتخانه است ، که تمام بودجه ها از طریق آنها هزینه میگردد.
    طرحهای شهری میان بخشی است و بسیاری از مصوبه هایش باید به وسیله این ۱۷ بخش اجراء شود (مثلا مدارس تعیین شده در طرح را باید وزارت آموزش و پرورش بسازد و یا درمانگاه ها را وزارت بهداری).
    اصولا علت حضور آنها هم در شورایعالی همین است. لاکن در طول تاریخ ۴۵ ساله شورایعالی ، حتی یکبار وزارت خانه ای خود را موظف به تبعیت از طرحهای مصوب شورایعالی ندانسته و هر کدام برنامه توسعه مستقل خود را دارند. که میتواند با برنامه های مصوب همخوان نبوده بلکه آنرا خنثی نمایند.
    در طرح جامع ناحیه ای میانه، آموزش پرورش بر خلاف طرح، در روستاهایی مدرسه ساخت ، که خالی از سکنه شد و در روستاهایی مدرسه نساخت که بر اساس طرح مقرر بود مرکز توسعه شوند و اینطور هم شد.



    مطلب پیشنهادی

    مادرید برای یک مسابقه، چه چیزی را به شهر فروخت؟

    مادرید برای یک مسابقه، چه چیزی را به شهر فروخت؟

    برزن نیوز | ترجمه و تنظیم چند روز مانده به برگزاری نخستین گرندپری فرمول یک …

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *