چهارشنبه , ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۷ بعد از ظهر
  • کد خبر 15272
  • انگاشت‌ها از فضا و مکان در برنامه‌ریزی راهبردی فضایی
    انگاشت‌ها از فضا و مکان در برنامه‌ریزی راهبردی فضایی

    انگاشت‌ها از فضا و مکان در برنامه‌ریزی راهبردی فضایی

    فضا و مکان مفاهیم کلیدیِ اندیشه و کنشِ برنامه‌ریزی فضایی هستند. نویسندگان کتاب « انگاشت‌ها از فضا و مکان در برنامه‌ریزی راهبردی فضایی» ابتدا به این موضوع می‌پردازند که در قرن بیستم دو مقوله فضا و مکان اهمیت دوباره یافتند و کیفیت آن‌ها حکم نوعی سرمایه را پیدا کرد. بنابراین در سیاستگذاری‌ها  مورد توجه قرار گرفتند و موجب تغییرات مهمی در اقتصاد سیاسی جوامع اروپایی و سایر ممالک توسعه‌یافته شدند. در مجموع، از تحولات قرن بیستم آن بود که شیوه‌های جدید حکمرانی باید با شیوه‌های جدید اندیشیدن به فضا و مکان پیوند یابد و این خود زمینه طرح اهمیت فضا در برنامه‌ریزی را به همراه آورد.

    اما نکته پرسش‌سازی که داودی و استرنج مطرح می‌کنند این است که در این دوران محوریت دو مفهوم فضا و مکان بیشتر خود را در رشته‌هایی غیر از برنامه‌ریزی (همچون جامعه‌شناسی، مطالعات فرهنگی و اقتصادی ) نشان داد و اشتیاق به فضامندی یا مکانمندی (Spatiality) در برنامه‌ریزی کندتر بود. از نگاه نویسندگان، در عرصه برنامه‌ریزی هنوز هم فهم مشترک اندکی درباره فضا و مکان وجود دارد. بنابراین بازخوانی این دو مفهوم در دوره‌های مختلف تاریخ برنامه‌ریزی و همچنین برنامه‌ریزی در مقیاس‌ها و قلمروهای مختلف ضروری به نظر می‌رسد.

    این کتاب، مجموعه‎ مقالاتی درباره بعضی تجارب برنامه‌ریزی در بریتانیا (انگلستان، ایرلند و اسکاتلند)، در مقیاس‌های مختلف ملی،منطقه‎ای و محلی است و تلاش شده تا مفاهیم فضا و مکان در آن‌ها تحلیل شود. فصل اول که مروری تاریخی تحلیلی بر این دو مفهوم در قرن بیستم است، مقاله کلیدی کتاب محسوب می‌شود. داودی و استرنج در این فصل تحول مفهوم فضا در برنامه‌ریزی را طی دوره‌های مختلف قرن بیستم تحلیل کرده‌اند. در این مقاله ریشه اهمیت فضا به قرن هفدهم و عصر روشنگری منسوب شده که طی آن دیدگاه جدیدی دربارۀ جهان سربرآورد و به جای اندیشیدن به هدف و چرایی آن، چگونگی کارکردش مورد توجه قرار گرفت. سپس برای شرح تحول دیدگاه‌های قرن بیستمی دربارۀ فضا، دو مفهوم فضای مطلق و فضای نسبی مطرح شده است که هریک به ترتیب متعلق به مکاتب طبیعت گرا و تفسیری هستند:

    • فضای مطلق دستاورد هندسه اقلیدسی و فیزیک نیوتونی است و ویژگی‌های آن بی نهایت بودن، بی مرز بودن و استقلال از هر ابژه و رخدادی است که درونش را اشغال می‌کند.
    • فضای نسبی حاصل نقد ریشه‌های فکری فضای مطلق است. در این دیدگاه فضا نسبت به فرایندهای فیزیکی، بیولوژیکی، اجتماعی و … بیرونی نیست. بلکه این فرایندها و روابط میان ابژه‌ها هستند که فضا را فعالانه می‌سازند.

    این دو نگرش در طول قرن بیستم به سه گرایش فکری شکل داده‌اند: پوزیتویسم، ساختارگرایی و پساساختارگرایی. هدف داودی و استرنج در این مقاله بررسی این سه گرایش فکری و نحوه تاثیرشان بر محتوا و فرایند برنامه‌ریزی –یا در مجموع شیوه اندیشه و کنش فضایی- است؛ و البته تاکید می‌کنند که علیرغم تقدم و تاخر زمانیِ «ظهور» این سه گرایش، نمی‌توان برای «حضور» آن‌ها رابطه زمانیِ خطی قائل بود.

    • پوزیتویسم: این گرایش پس از ایده‌های آرمانشهری کسانی چون هوارد، ماتا و لوکوبوزیه – که هدفشان دست یازیدن به نوعی اصلاح اجتماعی بود- سربرآورد. در این گرایش گفتمان برنامه‌ریزی تحت تاثیر مهندسان و معماران بود. فضا همچون یک ظرف خنثی تلقی می‌شد و داده‌ها به قالب نقشه‌های دو بعدی در می‌آمد. اتکا به این نقشه‌ها در واقع نوعی تقلیل روابط فضایی بود؛ در نقشه‌ها برخی عناصر (همچون حرکات و جریان‌های اجتماعی) حذف، و برخی دیگر (چیزهای ثابت همچون بنا و خیابان) حفظ می‌شد. فرایند برنامه‌ریزی پوزیتیویستی نیز ملهم از روش گدسی بود. اما در دهه ۱۹۶۰ دیدگاه سیستمی دربارۀ شهر و تحلیل‌های کمّی وارد برنامه‌ریزی شد و کوشش شد که برنامه‌ریزی از حوزه هنر به حوزه علم گذار کند. برنامه‎ریزان از توصیف فضا در نقشه‌ها فراتر رفتند و به طرح فرضیاتی قابل آزمون درباره الگوهای توزیع فضایی و تدوین مدل‌هایی درباره قواعد فضایی دست زدند. در خلال این الگوپردازی‌ها، بیش از آنکه بر مشاهدات تجربی (گردآوری داده‌ها) تکیه شود، شهود عقلانی مبنا قرار داده شد و این رویکرد به نسخه‌های دترمینیستی فیزیکی راه برد. نهایتا در این گرایش از یک سو سکونتگاه‌های پیچیده انسانی به طبقه‌بندی‌هایی از اندازه، موقعیت و کارکرد فروکاسته شد، و از سوی دیگر فعالیت‌های انسانی به حرکت‌ها، شبکه نقاط و سلسله مراتب‌ها تقلیل پیدا کرد و برای تحلیل سازمان فضایی صرفاً سه اصل جهت، فاصله و ارتباط بازشناسی شد.
    • ساختارگرایی: این گرایش با نقد پوزیتویسم پا به عرصه گذاشت. منتقدان معتقد بودند که تعیین الگوهای فضایی به فهم چرایی وجودشان و در نتیجه تغییر راه نمی‌برد و اصولا تحلیل پوزیتیویستی نمی‌تواند لایه‌های زیرین سیاسی، اقتصادی و … – که در شکل دهی به فضا نقش دارند – را در نظر بگیرد. ساختارگرایی به واسطه مارکسیسم وارد حوزه جغرافیا و برنامه‌ریزی شد و این استدلال را تقویت کرد که هر جامعه و هر شیوه تولیدی، فضای خاص خود را تولید می‌کند. به بیان دیگر از دیدگاه این گرایش، فضا یک ساخت اجتماعی است. نقد نظریه پردازان این گرایش معطوف به فضا و مکانی بود که درون اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری تولید می‌شود. در این باره آن‌‌ها سه مولفه ساختاری دولت، بازار (اقتصاد) و برنامه‌ریزی را تشخیص دادند و برنامه‌ریزی را در خدمت طبقه حاکم می‌دانستند. این گرایش نقش مهمی در اولویت بخشیدن به ماهیت سیاسی و اقتصادی برنامه‌ریزی- در مقایسه با بعد طبیعی و فنی آن- داشت و زمینه را برای نقد برنامه‌ریزی و نقش دولت و بازار در آن فراهم آورد. اما مجموعاً تاثیر ایجابی ناچیزی بر ماهیت برنامه‌ریزی داشت.
    • پساساختارگرایی: این گرایش متاثر از سنت تفسیری است. در این رویکرد، بر خلاف دو رویکرد پیشین، جهان اجتماعی نه از بیرون بلکه از درون شناخته شده و توضیح داده می‌شود و به جای کاویدن علت رفتارها و رخدادها، معنای آن‌ها جستجو می‌شود. این گرایش روایت‌های کلان مورد استناد رویکردهای پوزیتویستی و ساختارگرا را نقد می‌کند، و با این ایده که یک ساختار واحد زیرین تعیین کننده کنش اجتماعی است، مخالف است؛ این گرایش به جای تاکید بر نهادها یا اقتصاد کلان، با تحلیل رفتارهای کنشگران فردی و جمعی از قدرت رمزگشایی می‌کند. بر این اساس، فرهنگ بعد کلیدی این گرایش است و تعریف فضا به مثابۀ یک ساخت فرهنگی، دستاورد آن است؛ هویت‌ها و تفاوت‌ها از خلال فضا بیان می‌شوند، تعاریف عام از مکان و فضا نفی می‌شوند و جغرافیای فرهنگی جدید ساخته می‌شود. بر این اساس پساساختار گرایی تفاوت چندانی با فلسفه پست مدرن ندارد و حتی به زعم برخی، زیرمجموعه آن محسوب می‌شود. به رغم تحلیل‌های گسترده پست مدرن و پساساختارگرا در جغرافیای انسانی، این گرایش کمتر مورد استقبال دانش و کنش برنامه‌ریزی- به عنوان یک نهاد مدرن- قرار گرفته است؛ زیرا تاکید این مکاتب بر سیالیت، نسبیت، چندگانگی، چندصدایی و … در تضاد با قطعیت‌های برنامه‌ریزی است. اما به نظر نویسندگان در هر صورت گفتمان پست مدرن، عقلانیت علمی برنامه‌ریزی مدرن را به چالش کشیده است، و با طرح موضوعاتی چون برنامه‌ریزی مشارکتی، هویت مکان، حفاظت از میراث تاریخی مکان‌ها، اولویت اختلاط و انعطاف کاربری، بازگشت به مقیاس انسانی و … روش مدیریت محیطی ما را تغییر داده است.

    در مجموع در این فصل نویسندگان تلاش کرده‌اند تاریخ برنامه‌ریزی در غرب و رابطه‌اش با نظریات و بحث‌های گسترده‌تر معرفت شناسانه تحلیل کنند و نحوه مواجهه برنامه‌ریزان را با تحولی که در درک مفاهیم فضا و مکان رخ می‌داد، مورد توجه قرار دهند. آن‌ها در پایان نیز در قالب دو جدول، محتوا و فرایند برنامه‎ریزی فضایی را با تکیه بر سه گرایش یاد شده و بر اساس چندین معیار – به صورت موجز- ارائه داده اند.

    در ادامه مشخصات و فهرست کتاب ارائه می شود.

    Davoudi, Simin, And Ian Strange, Eds. Conceptions Of Space And Place In Strategic Spatial Planning. Routledge, 2008.

    Acknowledgements Xiii

    Introduction

    SIMIN DAVOUDI AND IAN STRANGE

    ۱ Space And Place In Twentieth-Century Planning: An Analytical Framework And An Historical Review

    SIMIN DAVOUDI AND IAN STRANGE

    ۲ Making Wales: Spatial Strategy Making In A Devolved Context

    NEIL HARRIS AND HUW THOMAS

    ۳ Identity And Territory: The Creation Of A National Planning Framework For Scotland

    GREG LLOYD AND GRAEME PURVES

    ۴ Space And Place In The National Spatial Strategy For The Republic Of Ireland

    JAMES A. WALSH

    ۵ Building Consensus In Contested Spaces And Places? The Regional Development Strategy For Northern

    Ireland

    MICHAEL MURRAY

     

    ۶ Doing Strategic Planning Differently? The Yorkshire And Humber Regional Spatial Strategy

    GORDON DABINETT

    ۷ Managing The Metropolis: Economic Change, Institutional Reform And Spatial Planning In London

    NICK BAILEY

     

    ۸ Asymmetric Development In Spatial Planning: Positivist Content And Post-Modernist Processes?

    SIMIN DAVOUDI

    Bibliography

    Index

    انسانناسی و فرهنگ



    مطلب پیشنهادی

    برزن نیوز: طرح ترافیک تهران که بیش از چهار دهه از آغاز اجرای آن می‌گذرد، این روزها در آستانه تغییراتی جدید قرار دارد. مدیریت شهری پایتخت در حال بررسی پیشنهادهایی است که می‌تواند ساختار فعلی این طرح را دستخوش تحول کرده و شیوه مدیریت تردد خودروها در سطح شهر را تغییر دهد.

    طرح ترافیک تهران در مسیر تحول؛ بررسی گسترش محدوده و اجرای مدل پیمایش‌مبنا

    برزن نیوز: طرح ترافیک تهران که بیش از چهار دهه از آغاز اجرای آن می‌گذرد، این روزها در آستانه تغییراتی جدید قرار دارد. مدیریت شهری پایتخت در حال بررسی پیشنهادهایی است که می‌تواند ساختار فعلی این طرح را دستخوش تحول کرده و شیوه مدیریت تردد خودروها در سطح شهر را تغییر دهد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *