پنجشنبه , ۷ آبان ۱۴۰۵ - ۲:۴۷ قبل از ظهر
  • کد خبر 16018
  • سهراب مشهودی در هفتادوششمین نشست از سلسله نشست‌های وبیناری بازآفرینی شهری با موضوع «بافت‌های ناکارآمد شهری؛ تهدید یا فرصت» که به همت محمدعلی ایزدخواستی، مدیرعامل سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان، به‌عنوان رئیس دبیرخانه انتقال تجربیات بازآفرینی منطقه دو کشور برگزار شد، اظهار کرد: در بررسی وضعیت بافت‌های ناکارآمد شهری، چهار دسته اصلی از این بافت‌ها را معرفی شده است؛ دسته نخست شامل بافت‌های تاریخی است که به دلیل فرسودگی، از چرخه زندگی روزمره خارج می‌شود. وی افزود: دسته دوم، بافت‌های ارزشمند معاصر است که با وجود قدمت تاریخی ۷۰ تا ۱۰۰ ساله، نیازمند بازسازی است، اما نباید ارزش‌های اصیل خود را از دست بدهد. مسئول گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران تاکید کرد: دو دسته دیگر، بافت‌های مسکونی که ساکنان اولیه آن‌ها به دلایل مختلف جای خود را به گروه‌های کم‌درآمدتر داده‌اند و محلاتی که دولت آن‌ها را «اسکان غیررسمی» می‌نامد، موضوع اصلی بحث بوده‌اند. مشهودی گفت: در رویارویی با این بافت‌ها، بازآفرینی صرفاً برای بافت‌های تاریخی و ارزشمند معاصر قابل‌اجراست، زیرا این فرایند نیازمند خلاقیت و حفظ ارزش‌های موجود است، اما در بافت‌های ناکارآمد، عملاً تمرکز بر ساختمان‌ها است نه بافت شهری که در طرح‌های بازآفرینی فعلی، توجه چندانی به حفظ الگوی بافت‌ها نمی‌شود و بیشتر به تعریض خیابان‌ها و ساخت‌وسازهای جدید پرداخته می‌شود که بافت اصیل را از بین می‌برد. وی با بیان اینکه یکی از مشکلات اساسی در این نوع بازآفرینی، تصور اشتباه از مالکیت ساکنان است، ادامه داد: بیشتر ساکنان این بافت‌ها مالک نیستند و با اجرای طرح‌های بازآفرینی و افزایش قیمت مسکن، توانایی ادامه زندگی در آن مناطق را از دست می‌دهند و این مسئله به جابه‌جایی اجباری این افراد به حاشیه شهرها منجر می‌شود. مسئول گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران با بیان اینکه تجربه نازی‌آباد تهران نمونه‌ای از این مشکلات است، خاطرنشان کرد: جایی که پیمانکاران خانه‌های فرسوده را تخریب و با ساختمان‌های چندطبقه جایگزین کردند، این اقدامات اگرچه کالبد شهر را بهبود می‌بخشد، اما موجب محرومیت مردم کم‌درآمد از زندگی در مناطق مرکزی شهر می‌شود. مشهودی با اشاره به تجربه کوی ۱۳ آبان در تهران گفت: این پروژه که برای اسکان گودنشینان اجرا شده بود، در ابتدا موفق به نظر می‌رسید، اما پس از گذشت چند سال، بیش از ۹۰ درصد ساکنین اولیه جای خود را به گروه‌های درآمدی بالاتر دادند و این امر نشان می‌دهد که سیاست‌های مسکن بدون در نظر گرفتن نیازهای واقعی مردم، موجب افزایش شکاف طبقاتی می‌شود. وی افزود: حضور افراد کم‌درآمد در بافت‌های مرکزی شهر، فرصتی برای کاهش فاصله طبقاتی و بهبود کیفیت زندگی شهری است و بازآفرینی نباید تنها به بهبود کالبد شهر محدود شود؛ بلکه باید به حفظ عدالت اجتماعی و ارائه خدمات مناسب به ساکنین فعلی نیز توجه کند. مسئول گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران با انتقاد از رویکردهای فعلی و با تاکید بر تغییر نگاه به بافت‌های ناکارآمد شهری تصریح کرد: شهر نباید به فضایی تبدیل شود که طبقات مختلف اجتماعی از یکدیگر جدا باشند و تمرکز بر بهسازی بافت‌های موجود به جای تخریب آن‌ها و مشارکت واقعی ساکنان در فرایند بازآفرینی است تا اهداف اجتماعی و اقتصادی به‌طور هم‌زمان محقق شود. مشهودی با تاکید بر کارآمدسازی زندگی در این مناطق گفت: باید شرایطی ایجاد کنیم که تفاوت قیمت‌ها به‌گونه‌ای نباشد که مستأجران قادر به ماندن در این مناطق نباشند. وی با اشاره به زندگی دشوار در خانه‌های قدیمی، از اهمیت ارائه خدمات اولیه‌ای همچون توالت و حمام عمومی خبر داد و افزود: بهبود کیفیت زندگی این افراد تنها با ارائه خدمات ضروری امکان‌پذیر است، نه با تمرکز صرف بر زیرساخت‌های کالبدی. مسئول گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران با اشاره به ذکر نمونه‌ای از تهران به اقدامات مثبت دوره‌ای خاطرنشان کرد: در منطقه ۱۷ تهران، اقداماتی همچون ایجاد «اتاق مشق» که فضایی مناسب برای مطالعه کودکان فراهم می‌کرد، به کاهش افت تحصیلی کمک کرد و این قبیل طرح‌ها باید گسترش پیدا کند و در مناطقی با مشکلات مشابه پیاده شود. مشهودی عنوان کرد: بسیاری از برنامه‌ریزان از طبقه متوسط به بالا هستند و مشکلات واقعی طبقات پایین جامعه را درک نمی‌کنند که باید به نیازهای واقعی مردم توجه شود و برای مثال در این مناطق خدماتی همچون مهدکودک تعاونی، کارگاه‌های خیاطی و تعمیرات یا آشپزخانه‌های عمومی ضروری است. وی با اشاره به موضوع شهرک‌های مردم‌ساخته و اسکان غیررسمی یادآور شد: شهرک‌های جدید همچون پردیس با وجود سرمایه‌گذاری‌های عظیم، به دلیل انتخاب مکان اشتباه و استانداردهای نامناسب، نتوانستند جمعیت مورد انتظار را جذب کنند که در مقابل شهرک‌هایی که مردم ساخته‌اند، با تمام مشکلات، جمعیت بالایی را در خود جای داده‌اند و این نشان‌دهنده ناکارآمدی طرح‌های رسمی است. مسئول گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران با اشاره به اینکه بسیاری از سکونتگاه‌های غیررسمی به دلیل نبود شناسایی رسمی از دریافت خدمات شهری و وام محروم هستند، تاکید کرد: باید این مناطق را به رسمیت بشناسیم و با ارائه وام و خدمات پایه، به بهبود شرایط زندگی کمک کنیم، زیرا تجربه نشان داده است که این سیاست‌ها در کشورهای دیگر نه‌تنها سکونتگاه‌ها را مستحکم‌تر کرده، بلکه موجب ایجاد اشتغال نیز شده است. مشهودی ضمن انتقاد از قوانین مرتبط با اراضی کشاورزی و محدودیت‌های ساخت‌وساز گفت: قوانینی که مانع از تغییر کاربری اراضی کشاورزی و توسعه سکونتگاه‌های غیررسمی می‌شود، در عمل به از بین رفتن زمین‌های کشاورزی منجر می‌شود که باید رویکردی انعطاف‌پذیرتر اتخاذ شود و مالکیت مردم به رسمیت شناخته شود. وی تاکید کرد: در بازآفرینی بافت‌های ناکارآمد شهری، باید به نیازهای واقعی مردم توجه کنیم و خدمات را بر اساس اولویت‌های آن‌ها ارائه دهیم و تمرکز بر ایجاد معابر خودرو و زیرساخت‌های مشابه، نه‌تنها مشکلات را رفع نمی‌کند، بلکه منابع را هدر می‌دهد، در این راستا نگاه ما باید به سمت بهبود کیفیت زندگی مردم، ارائه خدمات ضروری و تقویت همبستگی اجتماعی در این مناطق تغییر کند.
    الگوی نوین برنامه‌‌‌ریزی شهری

    تقابل تاریخی در سکونت‌گزینی

    این دلیل به دو علت، کاملا غلط بودن خود را اثبات کرده است: اولا، اگر این مقابله که تاریخی بیش از ۷۰ ساله دارد صحیح بود، از سال ۱۳۴۷ که جمعیت حاشیه شهرها ۲۷۵‌هزار نفر برآورد شده بود، نباید اکنون به ۱۳ تا ۱۹‌میلیون نفر می‌رسید؛ ثانیا، مهاجرت را اگر می‌خواستند متوقف کنند، این امر باید از مبدأ صورت می‌گرفت. به‌عنوان مثال، با ایجاد مراکز اشتغال در کل سرزمین و نه در مقصد و ایجاد سایر امکانات رفاهی و توزیع مناسب آن در نقاط مختلف کشور.

    مهاجری را که به علت نداشتن ‌شغل و گرسنگی فرزندانش، بر اثر خشکسالی یا سرریز جمعیت نسبت به اشتغال، مهاجرت می‌کند، نمی‌شود مجرم دانست و خانه‌اش را بر سر خود و فرزندانش خراب کرد. با این فشارها هم نمی‌شود جلوی مهاجرتشان را که مساوی با مرگ از گرسنگی است گرفت.از نمونه‌های دیگر فشار به سکونت‌گزینی گروه‌های کم‌درآمد و متوسط پایین، ارجحیت دادن اتومبیل بر سکونت آنهاست. در شهرهای ایران به جای اینکه گفته شود هر اتومبیل باید یک پارکینگ داشته باشد، می گویند برای هر واحد مسکونی باید یک پارکینگ احداث کرد که حداقل ۲۵ متر سطح ساخت را اضافه کرده و به هزینه مسکن گروه‌های کم‌درآمد که اصولا اتومبیلی ندارند می‌افزاید و اغلب دستیابی به مسکن را برایشان غیر‌ممکن می‌سازد.

     عدم‌صدور پروانه ساخت به اسناد قولنامه‌ای، از خلأ‌‌‌های دیگر سکونت گروه‌های زیر خط فقر سکونت شهری است. شهرداری‌ها این اقدام را با این دلیل که ممکن است ملک غیر‌قانونی تملک شده باشد و با صدور جواز ساخت به اسم فرد دارای قولنامه، به تصرف او رسمیت داده می‌شود، صورت می‌دهند. در صورتی‌که رسیدگی به این امر وظیفه نهادهای انتظامی و قضایی است، نه شهرداری‌ها. به این ترتیب است که شهرداری‌های ما به جای تسهیل‌گری در روند سکونت تمام شهروندان، در واقع ارگانی است برای خدمت به گروه‌های متوسط و بالا، شهرداری است که با مهاجرت مبارزه  می‌کند، شهرداری است که برای دفاع از حقوق اتومبیل شخصی وارد عمل می‌شود و شهرداری است که با احتمال تملک اراضی کسی به‌وسیله غیر، از دادن جواز ساخت که موجب ساخت مستحکم‌تر بنا و قاعده‌مندشدنش می‌شود خود‌داری می‌کند. در حالی که می‌شود این مشکل را بسیار ساده‌تر حل کرد. یعنی کافی است که در جواز ساخت به جای نام مراجعه کننده، مشخصات جغرافیایی ملک را درج کرد.مساله مهم دیگری که کمتر به آن توجه می‌شود، این است که اصولا محل سکونت برای افراد دائمی و یک خانه برای تمام عمر نیست. شهروندان بر حسب تغییرات درآمد، تحولات بعد خانوار (اول فزاینده و بعد کاهنده) یا حتی تغییر شغل در طول زندگی در خانه‌ها متفاوتی ساکن می‌شوند. به علاوه تازه‌واردان به بازار مسکن، از جمله جوانان و تازه مهاجران، اغلب فقط در چند سال اول است که تحت هیچ عنوان نمی‌توانند به مسکن مناسب دست یابند. این دو گروه، در شهرهای ایران حدود ۲۰‌درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند که معمولا حدود ۵ سال فاقد این توان هستند. در بسیاری از کشورهای دنیا شهرداری‌ها با حل این معضل و تهیه سرپناه برای همین دوره زمانی، به مشکلات سکونت پایان می‌دهند.

    این اقدام با احداث ابنیه بسیار کوچک استیجاری انجام می‌شود و به گونه‌ای ساخته می‌شود که اصولا میل به سکونت دائم در آنها را برنمی‌انگیزد. به علاوه هر وقت این شهروندان بخواهند، خانه‌ای بخرند، از ۲۰ تا ۱۰۰‌درصد همان اجاره‌های اندکی که از آنها گرفته شده، به آنها عودت داده می‌شود که محرک بزرگ دیگری است برای عدم‌سکونت دائم در این واحدهای سکونت اجاره‌ای خاص. این مهم‌ترین وظیفه‌ای است که شهرداری‌ها در امر سکونت می‌توانند، انجام دهند که باید برای تحقق آن مورد یاری واقع شوند؛ از جمله اعطای اراضی دولتی (که خوشبختانه در ایران بیش از ۸۰درصد اراضی کشوراست) یا اعتبارات خاص و….

    شاید اگر در اول انقلاب که اراضی موات ملی شد و تا سال ۱۳۶۵ صدها هکتار زمین را به تملک دولت درآورد، این زمین برای ساخت همین واحدهای استیجاری خاص، به جای سازمان زمین در اختیار شهرداری‌ها قرار می‌گرفت و شهرداری‌ها در آنها مسکن استیجاری کوچک می‌ساختند، الان با مشکل مسکن حدود یک‌چهارم مردم سرزمین‌مان مواجه نبودیم. لذا چنانچه برنامه شهرداری تهران ایجاد مسکن استیجاری باشد، برنامه‌ای مفید به حال جامعه خواهد بود. متاسفانه با مسکن استیجاری در ایران، حتی اگر در برنامه‌گذاری‌ها موافقت شود، در عمل مخالفت می‌شود و مدیران اجرای این طرح، در عمل آن‌را به مسکن ملکی بدل  می‌کنند. سه تجربه مهم در این امر وجود دارد:

    اول- تجربه برنامه مسکن استیجاری که در برنامه جامع مسکن اول تصویب شد و در عمل به عدم‌اعطای وام برای مسکن استیجاری به اجاره به شرط تملیک بدل شد و مانند تمام برنامه‌های ساخت مسکن ملکی به وسیله دولت موفقیت چندانی نیافت و به گروه کوچکی منحصر شد.

    دوم – مسکن در اراضی استیجاری که حدود ۴۰ تا ۵۰‌درصد هزینه ساخت را پایین می‌آورد که دولت وقت نام آن‌را به «مسکن مهر» تغییر داد و با اشتباهات زیادی که انجام داد، عملا تا حد زیادی از اهداف اصلی دورش کرد. از جمله مکان‌یابی نادرست، بی‌توجهی به تقاضای واقعی و از همه مهم‌تر طراحی شهرک‌ها با همان مقررات و معیارهای مسکن ملکی از جمله تفکیک اراضی به شکل مسکن ملکی که زمینه‌ساز واگذاری اراضی آنها در شرایط حاضر شده و دوباره قصه بارها شکست خورده احداث مسکن ملکی به وسیله دولت را تکرار خواهد کرد. در صورتی‌که اگر طراحی بر این اساس انجام می‌شد که اراضی عمومی هستند و استیجاری و فقط اعیانی‌ها آن‌هم از طبقه همکف به بالا واگذار می‌شد، علاوه بر استحکام برنامه برای همیشه (بر اساس طرح اراضی ۹۸ هکتاری مهاجران) حدود ۳۰ تا ۴۰‌درصد از هزینه آماده‌سازی و سپس نگهداری در دوره بهره‌برداری کم می‌کرد.

    سوم- واگذاری خانه‌های سازمانی کارخانه‌ها و دیگر مراکز تولیدی به کارگران و کارکنان در شرف بازنشستگی بود و تبدیل آنها به مسکن ملکی. زیان بزرگ این امر این بود، کارگران بعدی آن مراکز تولیدی که فاقد مسکن بودند، به مشکلات مسکن شهر افزودند. به علاوه این کارکنان بازنشسته که منطقا به شهرهای اولیه خود کوچ می‌کردند، ترغیب شدند که تا آخر عمرشان در این شهرک‌های سازمانی دلمرده زندگی کنند. در صورتی‌که اگر به جای این امر یک حق باز پس‌دهی مسکن به آنها پرداخت می‌شد. اولا مسکن کارگران و کارکنان بعدی تامین بود و هم این عزیزان به محل سکونت اصلی خود بر‌می‌گشتند؛ امری که هم زندگی بهتری را در جوار دوستان و منسوبان برایشان فراهم می‌کرد و هم با این مهاجرت معکوس به تعادل‌بخشی سر زمین کمک می‌شد. در پایان می‌توان گفت، احداث مساکن استیجاری کوچک و با اشکالی که زندگی دائم را ترغیب نکند و خارج کردن شهروندان زیر خط فقر سکونت شهری برای چند سال از بازار مسکن (که به کاهش فشار به این بازار و ارزان‌تر شدن مسکن دیگر گوره‌ها می‌انجامد) از وظایف مهم شهرداری هاست و خوب است شهرداری تهران و دیگر شهرها به آن وارد شوند؛ به شرط به کار‌گیری تمهیداتی که شرایط تغییر مکان ساکنان را بعد از چند سال فراهم آورد و جا را برای ساکنان واجد شرایط بعدی آمده کند. مثل پس دادن بخشی یا همه اجاره دریافتی برای خرید مسکن ملکی بعدی این شهروندان و اعطای وام‌های ضروری برای خرید مسکن. این امر همان‌قدر کارساز و مفید است که ساخت مسکن ملکی به وسیله شهرداری‌ها (براساس تجربه شکست خورده ساخت مسکن ملکی به وسیله دولت‌ها) مضر و مخرب خواهد بود.



    مطلب پیشنهادی

    محدودیت کارت سوخت جایگاه‌ها در ۱۱ استان؛ رانندگان در سفر چگونه بنزین بزنند؟

    محدودیت کارت سوخت جایگاه‌ها در ۱۱ استان؛ رانندگان در سفر چگونه بنزین بزنند؟

    برزن‌نیوز ـ طرح محدودسازی استفاده از کارت اضطراری جایگاه‌های سوخت با هدف افزایش استفاده از …

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *